نهج البلاغه خطبه 114:

دنیا سرای فنا و رنج و دگرگونی ها و عبرت هاست . سرای فناست زیرا کمانش را کشیده نه تیرش به خطا می رود . و نه جراحت هایش مدوا می گردد .

زنده را با تیر مرگ ، و تندرست را با تیر بیماری ، و نجات یافته را از سختی را با تیر سختی و هلاکت نشانه رفته است . خورنده ای است که سیر نمی گردد ، و نوشنده ای است که سیراب نمی شود . دنیا سرای رنج است ، چون انسان چیزی را گرد می آورد که نمی خورد و نه مالی بر می دارد ، و نه ساختمانی را با خود می برد .

دنیا سرای دگرگونی است زیرا تو می بینی کسی که روزی مردم بر وی ترحم می کردند دیگر روز بر او غبطه می خورند، و آن که بر وی غبطه می خوردند پس از مدتی بر او ترحم می کنند .

و این نیست مگر تو می بینی که انسان همین که به آرزویش نزدیک می شود ناگهان مرگ در می رسد و رشته امیدش را می برد . پس نه به آرزویش می رسد و نه رها می شود ( تا به زندگی ادامه دهد )

سبحان الله ! چه فریبنده است سرور و شادمانیش ، و چه عطش آور است سیرابیش ، و چه گرمازاست سایه اش ! نه آنچه می آید بازگرداندنی است ، و نه آنچه گذشته بازگشتنی است .

سبحان الله ! چه نزدیک است زنده به مرده به خاطر ملحق شدنش به او ، و چه دور است مرده از زنده به خاطر جدایش از او .