مخابرات 65 درصد ماده 13 را پرداخت کرد
مخابرات 65 درصد ماده 13 را پرداخت کرد
برای بعضی بازنشسته های رکت مخابرات ایران، هنوز این مبلغ واریز نشده است که در حال پیگیری است،تعداد کل افراد آزاده شرکت مخابرات ایران حدود 622 نفر می باشد.
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقای مدير محترم موسسه پيام آزادگان
سلام عليکم
پيرو برنامه ديدار مقام عظمای ولايت و قضايای قبل و بعد از آن لازم است مطالبی را برادرانه و خير خواهانه به استحضار شما برسانم.
البته پر واضح است که اصل قضيه تلاش برای برنامه ريزی يک ديدار با حضرت آقا بسيار کار ارزنده و قابل تقديری است که اميدواريم باز هم تکرار شود.
اما مسئله مهم تر از خود ديدار، نحوه برنامه ريزی برای استفاده حداکثری از ديداری است که شايد تا آخر عمر همه ما آزادگان حتی يک بار ديگر هم تکرار نشود.

مسلما ديدار با نائب آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف و ولی امر مسلمين جهان آن هم در اين برهه خاص خيلی مهم است. پس بايد از چنين جلسه ای انتظارات بزرگی متصور باشد هم برای دفتر حضرت آقا که اجازه چنين جلسه ای را دادند و هم موسسه محترم که زحمت برنامه ريزی را کشيدند. اما ببينيم در عمل چه اتفاقی افتاد. به جای هم فکری و برنامه ريزی و نظرخواهی از آزادگان محترم برای استفاده حداکثری از اين ديدار تاريخی، برخی از مديران موسسه پيام تمام تلاششان را به کار بستند تا اين خبر مهم تا چند روز مانده به تاريخ ديدار هم از لحاظ محتوی و هم تاريخ جلسه به اطلاع هيچ شخص، به غير از تعداد اندکی از همکاران صميمی و قابل اعتماد از ديد موسسه، نرسد. همچنين همين آقايان در فرآيند صدور کارت دعوت، سعی کردند افراد خاصی دعوت نشوند. اين افراد معمولا کسانی بودند که به فعاليت های موسسه و شرکت مينو انتقاد داشتند و وظيفه مقدس اطلاع رسانی صادقانه را به قشر آزاده به عهده داشتند. به راستی چرا نبايد اين تعداد در اين جلسه مهم شرکت کنند؟.
در مورد صحبت های آزادگان در محضر حضرت آقا، طراحی برخی مديران محترم موسسه پيام به گونه ای بود که نبايد کوچکترين صحبتی از شرکت خودکفائی و شرکت مينو، که با هدايای شخص حضرت آقا پا گرفت، و موسسه پيام، که بودجه ميلياردی مصوب ساليانه دارد، به ميان آيد. نبايد کسی کوچکترين انتقادی به وضع موجود داشته باشد، کانه اوضاع کاملا بر وفق مراد همه است.
به راستی چرا فرهنگی ترين عناصر از آزادگان محترم، نبايد در بزرگترين واقعه فرهنگی در مورد آزادگان شرکت نمايند؟. شايد به خاطر انتقاد از عملکرد موسسه پيام و شرکت مينو؟. اين چه خطری است که برخی مسئولان محترم موسسه پيام از آن نگران هستند؟.

خطاب من به برادران عزيزم در مديريت موسسه پيام است. برادران عزيزم کار فرهنگی آدمی با تفکرات فرهنگی می طلبد. از لوازمات اوليه يک انسان فرهنگی داشتن سعه صدر، تحمل نظرات منتقدان و برخورد منطقی با مخالفان و منتقدان است. به نظر شما تهديد يا ابلاغ تهديد آن هم به يکی از چهره های شناخته شده فرهنگی تاثير گذار در دوران اسارت و بعد از آن، يک کار فرهنگی است؟. اين برادر عزيز قانونا می توانست بر چالش اساسی برای شما ايجاد کند اما چون فرهنگی فکر می کرد ترجيح داد به مخاطبانش اطلاع رسانی کند و افکار عمومی آزادگان را به قضاوت بطلبد که صد البته اين برای شما از هر شکايتی بدتر بود (اين يکی از مصاديق تبديل تهديد به فرصت است).
برادر عزيز مدير موسسه پيام آزادگان، به نظر می رسد روند تک روی و خودرايی در موقعيت های فرهنگی ايجاد شده برای آزادگان همان قدر خسارت آفرين باشد که تک روی و خودرايی در موقعيت های اقتصادی. نتيجه زيانبار تحکم عده ای قليل بر مايملک آزادگان را بيست سال است که مشاهده می کنيم.
روش حل مشکلات در عرصه فرهنگ فقط از طريق منطق و مذاکره است و راه حل های حذفی جواب نمی دهند. در عرصه های فرهنگی اصلا هنگامی برتری يک نظريه به اثبات می رسد که فرصت نقد توسط نظريات منتقدان وجود داشته باشد. به عبارت ديگر انتقاد سازنده در عرصه فرهنگی يک فرصت است نه يک تهديد.
نياز به اثبات ندارد که وقتی تفکرات صنفی و سياسی بر يک موسسه فرهنگی غالب شود آن موسسه قادر به ارائه يک عملکرد مناسب فرهنگی نخواهد بود و نتيجه اش همين می شود که در بيلان کاری ارائه شده در محضر حضرت آقا می بينيم.
بيلان کاری ارائه شده توسط يکی از مسئولان موسسه پيام در محضر حضرت آقا منحصر به فقط 60 مورد چاپ کتاب وبرگزاری تعدادی گردهم آئی و اعلام وجود هيئات مذهبی آزادگان بود. واقعا در طول بيست سال چاپ 60 مورد کتاب، آن هم کتاب هائی که خود آزادگان محترم نوشته اند چقدر بيلان قابل قبولی است. خوشبختانه حضرت آقا با درايت متوحه کم کاری شده و فرمودند بايد چند برابر کتاب چاپ می شد و بايد کارهای فاخری در زمينه ارزش های آزادگان ساخته می شد. در مورد گردهم آئی ها هم که زحمتش را خود بچه ها می کشند و موسسه با تشخيص خود از برخی حمايت می کند و از برخی ديگر حمايتی نمی کند. در مورد هيئات مذهبی هم اصلا ارتباط اين هيئات با موسسه پيام را نفهميدم. (همانگونه که ارتباط اقتصاد مقاومتی با آزادگان را از خلال فرمايشات آخرين سخنران محترم نفهميدم.)
بودجه اين موسسهِ به زعم مدير آن عريض و طويل، به قدری است که با آن می توان علاوه بر امور جاری و رايج هر سال حداقل يک فيلم سينمائی فاخر راجع به آزادگان ساخت. اما سوال اين است اين بودجه ها کجا هزينه می شوند که خروجی قابل اظهار در حضور مقام معظم رهبری فقط چاپ 60 کتاب بوده است.
با اين نحو عملکرد ضعيف خصوصا در خصوص برنامه ريزی ديدار با مقام معظم رهبری، مسئولان محترم موسسه پيام دچار يک اشتباه استراتژيک شدند. با حذف منتقدان موسسه پيام از ليست دعوت شدگان، اکنون به همه آزادگان ثابت شده است که مسئولان محترم موسسه پيام ظرفيت انتقاد را ندارند و کسانی که ظرفيت انتقاد نداشته باشند هم خود را از موهبت عقل ديگران محروم می کنند و هم خطر ابتلاء به خودکامگی ايشان را تهديد می کند.
وقتی مسئله بزرگی مثل مصلحت همه آزادگان مطرح است، بايد اختلافات سليقه ای را کنار بگذاريم و در راستای تحقق آن مصلحت بزرگ بيانديشيم.
آيا نمی شد در محضر آقا بهتر عمل کرد. من هم معتقدم نبايد مشکلات آزادگان در محضر حضرت آقا پر رنگ يا رسانه ای شود. اما نمی شد وقتی پنج نفر خاطره تعريف کردند (که البته به جا هم بود)، يک نفر هم با کلامی زيبا و ظريف مشکلات موجود را مطرح می کرد. آيا بهتر نبود به جای صحبت از اقتصاد مقاومتی به مسائل مربوط به آزادگان و روش های پيشنهادی حل آنها با استفاده از توانائيهای خود آزادگان اشاره کرد. آيا بهتر نبود مثلا يکی از آزادگان روحانی مجتهد (که در بين آزادگان کم هم نيستند) در مورد قابليت ها و روش های تاثير گذاری آزادگان در صحنه فرهنگی جامعه صحبت می کرد.
آيا به جای ششصد نفر نمی شد از سالن چند هزار نفری استفاده بهتری کرد و تعداد بيشتری از آزادگان را دعوت کرد. با کدامين منطق و عدالت می توانيد حضور خانواده و فرزندان برخی آزادگان و عدم حضور فعالان فرهنگی را توجيه کنيد. البته مشکلات آزادگان فقط در عرصه های اقتصادی منحصر نمی شود. ما در عرصه فرهنگ هم مشکلاتی داريم که اتفاقا حضرت آقا شخصا به بخشی از آنها اشاره فرمودند.
حضرت آقا شخصا خواهان کسب اطلاع در مورد مشکلات موجود اقشار مختلف از زبان خودشان هستند. اصلا به همين خاطر است که ايشان ديدارهای جمعی ترتيب می دهند و دقيقا به همين خاطر در ديدارهای جمعی، تاکيد ايشان بر اين است که از مسئولان کسی صحبت نکند و تريبون در اختيار افراد عادی جهت اظهار نظر قرار گيرد. در ديداری که سه روز قبل از ديدار آزادگان به اتفاق همکاران دانشگاهی با حضرت آقا داشتيم ايشان صراحتا فرمودند " ما مشکلاتی هم داريم که در فرمايشات آقايان عمدتا با کنايه به آنها اشاره شد اما ما مشکلاتی هم داريم". بدين ترتيب ايشان تلويحا از اينکه کسی مستقيما به مشکلات اشاره نکرده بود انتقاد نمودند.
برادران عزيز مديران موسسه پيام، بايد ايمان داشته باشيم که کار فرهنگی با تفکرات انحصار طلبانه و حذفی سازگار نيست و داشته ها و توانائيهای فرهنگی قشر بزرگ و تاثير گذار آزادگان عزيز، در داشته ها و توانائيهای يک گروه خلاصه نمی شود. استفاده از همه توانائيها و سليقه ها برای خود شما بهتر است. اگر شما از همه توانائي ها و فکر آزادگان سراسر کشور استفاده می کرديد، می توانستيد در محضر حضرت آقا، به جای آن بيلان کاری ضعيف و نااميد کننده، به ساخت چندين فيلم سينمائی و سريال فاخر يا توليد چند نرم افزار چند رسانه ای در مورد اسارت، يا ايجاد چند بازی رايانه ای برای شناساندن ارزش های اسارت به قشر نوجوان کشور، يا توليد انيميشن های جذاب و يا حتی مثلا ايجاد يک درس و کتاب دانشگاهی در مورد تاريخ اسارت و ارزش های آن و ساير کارهای ماندنی از اين دست، اشاره کنيد.
البته حدس من اين است که تعدادی از عزيزان تصميم ساز فرهنگی در موسسه پيام با اين نحو عملکرد مخالف بودند بنابراين اين خبط را منتسب به کليه برادران بزرگوار تصميم ساز در موسسه پيام نمی دانم. تقاضای من اين است که آن دسته از عزيزان موسسه که مخالف اين نحو عملکرد بودند مسئولان اين حرکت غير مسئولانه را مورد انتقاد قرار دهند و از مديران ارشد در اين موسسه مهم بخواهند با عذر خواهی از آزادگان بخشی از آلام ايشان را به خاطر اين فرصت سوزی بزرگ التيام بخشند. اينجانب نمی توانم به نمايندگی از آزادگان سخنی بگويم (چون قيم آنها نيستم) اما با شناختی که از ايشان دارم احتمال زياد می دهم که آزادگان محترم، برادران خود را در موسسه خواهند بخشيد و انشاءالله صفحه جديدی برای تعاملات بيشتر و نزديکتر آغاز خواهد شد.
برادران عزيز مديران موسسه پيام و شرکت مينو، شما چاره و انتخابی به غير از تعامل با همه آزادگان نداريد. اين مديريت ها و رياست ها مثل همه دنيا و مال و منالش زودگذر و فانی است و همه ما دير يا زود در محضر حضرت حق بايد پاسخگوی اعمال خود باشيم. بيائيد بر برادران آزاده تان تکيه کنيد (نه بر حمايت اطياف سياسی)، چرا که حمايت آزادگان استراتژيکی است و حمايت اطياف سياسی تاکتيکی. آنها اگر منافع خود را در خطر ببينند پشت شما را خالی می کنند و خود هم شروع به انتقاد از شما می کنند و شما را با انبوهی از اعتراضات و مطالبات برحق برادران آزاده تان تنها خواهند گذاشت.
برادران عزيزم، بيائيم با توکل بر خدا تمام هم و غم خود را مصروف خدمت به اين قشر مهم و تاثير گذار فرهنگی نمائيم که سعادت ابدی را در اين خدمت شيرين خواهيم يافت. بدانيد مسندی که شما بر آن تکيه زده ايد فقط برای خدمت به آزادگان تعريف شده است و هر گونه استفاده شخصی و جناحی و سياسی از اين مسند از نظر قانون و آزادگان محترم غير قابل قبول است. پس بياييد به آزادگان و نظرات ايشان احترام بگذاريد و تمايلات و گرايشات سياسی خود را در جائی که منافع همه آزادگان مطرح است حداقل برای لحظاتی کنار بگذاريد.
در پايان نتيجه می گيرم که ريشه تمام مشکلات در حوزه آزادگان اين است که عده ای خود را همه جا به عنوان قيم آزادگان معرفی می نمايند. بنابراين برای جلوگيری از مشکلات آتی پيشنهاد می کنم آزادگان محترم در همايش های ساليانه نمايندگان واقعی خود را از خلال انتخابات تعيين کنند. اين نمايندگان به عنوان نمايندگان واقعی آزادگان به بنياد شهيد معرفی شده و مجمع عمومی جديد شرکت مينو و موسسه پيام را تشکيل می دهند و بدين ترتيب آزادگان بر امورات اقتصادی و فرهنگی مربوط به خود مديريت و نظارت واقعی خواهند يافت.
با تشکر
احمد چلداوی
استاد دانشکده مهندسی برق
دانشگاه علم و صنعت ايران
نقل از تکریت ۱۱
دکتر احمد چلداوی
با سلام و احترام و عرض تبریک عید سعید فطر و آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه عزیزان آزاده،
حقیقتا نمی توانم احساسم را نسبت به این عملکرد ضعیف برادران موسسه و از دست رفتن این فرصت بزرگ ابراز نمایم، البته فقط زانوی غم و غصه بغل گرفتن فایده ای ندارد و باید این تهدید را با برنامه ریزی و همکاری همدیگر به یک فرصت بزرگ تبدیل کنیم.در باره این عملکرد حقیقتا غیر مسئولانه برادران موسسه به امید خدا در مقاله آتی پیشنهاداتم را ارائه خواهم نمود.
نقل از تکریت ۱۱
| توسط:حمید رضا کانطوری | |||||
|
سلام . روز بخیر . ایام بکام . ایثارگران نیروهای بلقوه نظام هستند . چشم و چراغ این مملکت هستند . افرادی هستند که اگر دوباره زادگاهشان مورد هجوم قرار گیرد .مثل قبل ردیفهای اول خط مقدم خواهند بود . حداقل حق الناس و حق الله را در بالاترین حد ممکن رعایت میکند . (پاک باش و خدمتگزار ) . طبیعی است که دشمن با هزار طرفند در فکر دور کردن این افراد از محوریت نظام میباشند . بحران و جو سازی سال 88 را از یاد نبریم و از آن عبرت بگیریم . همیشه امام خمینی (ره) میگفت مردم باید در صحنه باشند .همه باید نیروی اطلاعاتی باشند | |||||
ابوالفضل درخشنده - در این چند ساله همیشه یک سوال بی جواب در ذهنم جولان می داد : چرا افرادی که حتی سابقه یک روز حضور در جبهه را ندارند و یا حتی یک کتاب در عرصه فرهنگ شهدا ننوشته اند
دراکثر فعالیت هایفرهنگی و هنری فرهنگ شهدا همیشه نقش محوری دارند؟!
درست به مانند آقایان پ ، الف –ش و... این تعجب زمانی بیشتر می شدکه اگر قرار بود ملاقاتی با مقامات ارشد نظام منجمله دیدار با مقام معظم رهبری در مناسبت های مختلف منجمله دیدار های معظم له با هنرمندان و نویسندگان در ماه مبارک رمضان و یا هفته دفاع مقدس و ...، صورت گیرد، آنقدر این عناصر بدلی زیاد بودند که کمترجایی برای خیلی از جانبازان هنرمند باقی می ماند!
نمونه آخر، مراسم تجلیل از جانبازان نویسنده در بنیاد شهید در تیرماه سال جاری بود که متأسفانه فردی به عنوان جانباز نویسنده مورد تقدیر قرار گرفت که حتی یک نیش پشه دریافت نکرده است و شاید تنها افتخارش از حضور در جبهه ، حضور در چادر تبلیغات لشکر بوده است!
در این حالت است که وقتی خبر اختلاس در بنیاد شهید را می شنوم ، حتی تعجب هم نمی کنم! زیرا سالیان سال است که شاهد عناصر بدلی در این عرصه هستم!
نیک می دانم این عناصر بی ریشه حامیان بانفوذی دارند که توانسته اند تا این جایگاه ارزشمند نفوذ کنند!
می دانم که هنوز هم باید امثال خیلی از نویسندگان و فرهیختگان عرصه ادبیات فرهنگ شهدا در مظلومی قلم بزنند و به مانند زمان جنگ تنها رضای خدا را مد نظر داشته باشند تا شاید معجزه ای رخ دهد...
نقل از فاش نیوز
رمضان میرود *ای کاش صفایش نرود *سحر و جوشن و قرآن و دعایش نرود * کاشکی پر شده باشد دلم از نور سحر* همره روزه و افطار و نوایش نرود * طاعات قبول پیشاپیش عید سعید **فطر بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد ** دیبانژاد
روز آخر چقدر عرفانیست * چشمایم عجب بارانیست * عطر جنت تمام شد , افسوس * آخرین **لطمه های مهمانیست * عید سعید فطر پیشاپیش مبارک باد ** باجلان
رفاقت را از دست فروش بازار نخریدم * بلکه آنرا در کوچه های خاکی محله مان یاد گرفتیم * پس خوب میدانیم * برای کدام رفیق زمین بخوریم که از زمین خوردنمان شاد نگردد * بلکه دست **خاکیمان را بگیرد و از زمین بلندمان کند* **حمید رضا کانطوری
توسط:آزاده ابراهیم
سلام شنیده شده دولت محترم برای مدال آوران المپیک امسال که پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را برای چند ثانیه ای برافراشته کردند ، حقوق مادام العمر یک میلیون و سیصد هزار تومنی با افزایش سالیانه طبق تورم پرداخت میکند که نوش جانشان و حقشان است برای زحماتشان که طبق گفته خودشان بعضا حداکثر 4 سال و 2 سال زحمت کشیدن و جالب اینکه کفتند چند ماه خانواده شان را ندیدند .
حال سوال اینجاست که آیا رزمندگان که میدانیم بعضا تمام دوران جنگ را در جبهه ها خدمت کردند و آزادگان بسیجی و همچنین برادران ارتشی چه آزاده و چه بقیه که خدمت کردند و نگذاشتند حتی یک سانت از خاک کشورمان را دشمنانمان تصرف کنند و با جانفشاانی های فراوان از خاک و جان و ناموس مردم ایران حفاظت کردند و پرچم عزیزمان را در بلندی های صعب العبور جبهه در زیر آتش دشمن برافراشته کردند ، آیا مستحق این بی مهری ها هستند ؟ ؟ !!!!!! افرادی حتی چندین سال عزیزانشان را ندیدند که جای خود دارد اصلا خبری از آنها نداشتند و حتی میشناسم پاسداری که در شب زفاف بجای رفتن نزد عروسش به جبهه رفته و بیش از 8 سال اسیر شده ، آیا ایشان نیز مستحق بی مهری است ؟ ؟ !!!!!
ببخشید طولانی شد اگه صلاح دانستید در پست جداگانه منتشر کنید . متشکرم
توسط:آزاده وجانباز.
اینهمه استاد و مهندسی که حدود چهل هزار چشم بدهان اینها دوخته شده بود تا آنقدر درخود عرضه و جرعت نشان میدادند تا گوشه ائی از درد همنوعان نشان را بگوش آقا برسانند رسالت اصلی این آقایان که خداوند این لطف را شامل حال این دوستان کرد و اگر نه بیانات رهبر عزیز را ماهم از تلویزیون دیدیم و شنیدیم اما کو ذره ای جربذه که این دردها را به گوش حضرت آقا برساند با کمال تاسف
توسط:حمید رضا کانطوری سلام .
روز بخیر . برای چه ما باید با دستگاه ها رو در رو بشویم . اگر مصوبه است طبق قانون باید اجرا شود . هرکس که قانون را اجرا نکند باز هم طبق قانون باید از هر مقامی که هست عزل شود . بر طبق گفته آقای ... یکی از مسئولین بنیاد شهید این پولها بحساب دستگاه ها و سازمانها ریخته شده ولی آنها در پرداخت آن به آزادگان مقاومت میکنند . حال بنظر شما من باید بروم یقه فلان مدیر عامل را بگیرم که چرا پرداخت نمیکنی یا خود دولت باید از زیر دستانش حساب وکتاب بخواهد
.توسط:آزاده وجانباز.
با سلام ما همه دراسارت و درآن فضای بسته انسانهای خوبی بودیم اگردراین فضا در میان انبوه مادیات دنیا توانستیم حقوق همدیگر را رعایت کنیم و آنطور که خدا میخواهد باشیم کاری حسینی کرده ایم والا در اسارت همه از مال دنیا بریده بودیم چون دستمان کوتاه بود آنجا همه هم را نصیحت میکردیم که مال دنیا بد است اما خیلی از همان آقایان اینجا نشان دادند که آن حرفها فقط برای اسارت و برای بسیجیان مخلصی بود که همین حالاهم بسیار انسانهای پاک و مومن و پیرو فرامین مقام ولایت هستند خداوند ما را هم از جمله این عزیزان قرار دهد انشاالله
توسط:محمد جواد سلیمانی سلام
توسط:سید حسن خاموشی جاماسبی
سلام سرم اگر سبز است فدای رهبرم
سرم اگر سبز است فدا ی تمام ایثارگران
زبانم اگر سرخ است از ابو ترابی بزرگ آموختم که دروغ نگویم که نگفتم
ای وای بر من که در میان محرمترین دوستانم که حرف حق میزنم تهدیدم میکنند
ای وای بر من که به جز نام خدا....پیامبر بر حقش.... و مولایم علی و معصومین دیگر حرفی بزنم...خدا ما را ببخشد که کمی از حقیقت را گفتیم.
من از امثال شما خدا را شناختم ولی نه از خدا به خدا رسیدم.....
توسط:مسعود تکریت11
موسسه پیام هیج وقت کارنامه خوبی پیش آزادگان نداشته نه تنها درکنار ما بلکه درطرف مقابل ماست.من ازاین ناراحت نیستم که من را برای زیارت رهبرعزیزمان دعوت نکردند بلکه این از بی سعادتی خود میدانم ولی ازاین بسیارناراحت وعصبانی هستم که با....نگذاشتند عده بیشتری ازهم اسارتیها و ازادگان دراین مراسم معنوی و ارزومند شرکت کنند که قطعا میشد. بنظرم باید موسسه پیام دارو دستاشش را زودترجمع کند
توسط:چقدر جالب است بخوانید
به گزارش پیام آزادگان، این برنامه از دو ماه قبل توسط جناب حجت الاسلام و المسلمین ابوترابی در خواست و هماهنگ شده بود
.-
از حدود ساعت 17:30 آزادگان سرودی که توسط برادر آزاده علیرضا لطفی سروده شده بود را تمرین همخوانی کردند.توسط:اسیر
پاداش 3400 میلیون ریالی برای هیات مدیره بانک دی چکیده: با تصمیم مدیران بنیاد شهید، به اعضای هیات مدیره بانک دی متعلق به این بنیاد پاداش 340 میلیون تومانی پرداخت میشود.
در حالی که اعضای اصلی هیات مدیره بانک دی را نمایندگان بنیاد شهید و امور ایثارگران، سازمان اقتصادی کوثر، شرکت سرمایهگذاری کشاورزی کوثر، موسسه اندوخته شاهد، شرکت خدمات مالی و حسابداری کوثر، شرکت سرمایهگذاری آیت ایثار و شرکت صنایع غذایی نماد کوثر تشکیل می دهند، در جلسه هفته گذشته مجمع این بانک در مجموعه فرهنگی و ورزشی تلاش شاهد، پرداخت این پاداش هنگفت به مدیران بانک دی مورد تصویب قرار گرفته است.
در خبر اعلامی بانک از این جلسه هیچگونه اشاره ای به تصویب این پاداش نشده است. ریاست جلسه مجمع این بانک را محمدرضا مزجی معاون اقتصادی بنیاد شهید وامور ایثارگران برعهده داشته است. علی اکبر عرب مازار ریاست هیات مدیره این بانک را برعهده دارد. بانک دی ماموریت و رسالت خود را "ارزشآفرینی" اعلام کرده است.
گزارش تجمع کارکنان مخابرات توسط:ابراهیم
باسلام طبق صورتجلسه ای با مدیر عامل محترم آقای پوررنجپر 63٪تا تا ریخ 31/5/91پرداخت خواهد شد الباقی تا تاریخ 20/6/91پرداخت خواهد شد شایان ذکر است 25٪شاید امروز پرداخت شود
توسط:سید حسن خاموشی جاماسبی سلام
ضمن خوش آمد به جامعه مهندسین و وبلاگ آنان در سالروز ورود آزادگان و تبریک به تمامی فرهیختگان
نقل از همایش 4 تکریت 11
در حالیکه در آستانه سالروز ورود آزادگان به کشور مراسم حداقلی برگزار می شود ولی به لطف خدا یکی از بزرگرترین آرزوهای آزادگان در همین یکی و دو روز در حال انجام است و از همن الان به همه آزادگان که در این مراسم مهم و تاریخی شرکت دارند تبریک می گوییم ولی متاسفانه با توجه به دست اندرکاری مطلق بعضی افراد که سالیان سال است بر سرمایه های آزادگان چمباتمه زده اند در این مسئله تعداد مهمی از افراد توانمند اردوگاهها به این مراسم دعوت نشده اند و مشخص نیست که چرا اینقدر بسته و دگم با این مسائل برخورد می شود......
نقل از تکریت 11
هم اکنون حدود 50 نفر از آزادگان عزیز در خیابان سردار جنگل جلو وزارت فن آوری اطلاعات ( مخابرات ) جهت احقاق حق خود ( ماده 13 ) جمع شدند و چند نفر از آنان بعنوان به داخل وزارت خانه رفته تا با مسئولین مذاکره نمایند
امیدوارم که این گروه بعنوان نمایندگان آزادگان شان و منزلت نظام و آزادگی خود را حفظ نموده تا به حق خود برسند انشاالله
هر نفسی در عالم مرگ را می چشد و ما شما را به بد و نیک و خیرات و شرور عالم مبتلا کردیم تا شما را بیازمائیم و به سوی ما باز می گردید
نهج البلاغه خطبه 108 :
مردم کوفه ! چه شده که شما را جسدهایی بی جان و جانهایی بی جسد می بینم ، عابدانی که صالح نیستند، تاجرانی که بهره ای نمی برند ، بیدارانی که در خوابند حاضرانی که غایبند ، بینندگانی که کورند ، شنودگانی که کرند ، و گویندگانی که لال هستند .
پرچم گمراهی و ضلالت چون درختی استوار به پا ایستاده و شاخه های خود را در اطراف پراکنده ساخته . شما را با پیمانه خود می سنجد ، و با مشقت برسرتان می کوبد .
همچنین عده زیادی از آزادگان پیگیر راهیابی برای ملاقات می باشند که امیدواریم این عده هم بتوانند به همراه مدعوین وارد بیت شوند

مدیر وبلاگ
محترمانه وقتی که درباره یک مطلب با شما تماس گرفته میشود بهتراست که بدون سروصدا گوش کنید.خیلی محترمانه به شما گفتند که درباره نوشتن مطالب خود دقت کنید وهر تیتری را انتخاب نکنید. مثل اینکه شما خود را وکیل و وصی همه آزادگان میدانید؟
حاج آقای عبدالکریم مازندرانی الان و با زبان تهدید به شما اخطار میکنیم که در نوشتن مطالب خود در وبلاگ دقت فرمایید در غیر اینصورت بدلیل تشویش اذعان عمومی و اخلال درجامعه و نشرافکارموهن در مراجعه صالحه از شما شکایت شده و عواقب آن به عهده حضرتعالی میباشید.برادر جان مطلب را که با زبان خوش و دوستانه میگویند قبول کنید و گرنه مثل اینکه با زبان زور باید باشما حرف زد!این یک تهدید واقعی است.
در آستانه سالروز ورود آزادگان در پدیده ای نادر یکی از افراد اقدام به تهدید علنی مدیر یک وبلاگ می کند خیلی جالب است تصور می شود که اگر این فرد واقعا خواهان بررسی این موضوع باشد بهتر است که بداند آزادگان زیادی منتظر فرصتی برای شکایت بر علیه بسیاری از افراد هستند که بدلیل سو مدیریت بر سرمایه های آزادگان باعث تاخیر و اضرار در اموال آزادگان شده اند و بهتر است که این موضوع واقعا به دادگاههای صالحه کشیده شود تا مشخص شود چه مطالبی موهن است و چه مطالبی غیر موهن و چه کسانی در این اضرار ها نقش داشتند و هم اکنون نیز نقش دارند،هم اکنون تعداد زیادی از آزادگان هستند که نسبت به مدیریت افرادی خاص بر شرکتهایی که بنام آزادگان و متعلق به آزادگان است اعتراض دارند و مشخص نیست کدام دادگاه صالح باید به این مسائل رسیدگی کند امیدواریم با تشکیل دادگاه و حضور آزادگان زیادی که نسبت به یان مسائل اعتراض دارند حقوق این قشر مظلوم بازستانی شود.
به نحوه نوشتار این فرد تهدید کننده توجه کنید گویا از موضع یک رئیس جمهور دارد به زیر دستش دستور می دهد!!!می گوید وقتی ...بدون سر و صدا گوش کنید!!!عجب واقعا قباحت و زشتی در این کلام قابل توصیف نیست تا چه اندازه کسانی خود را مالک حتی زبان و قلم آزادگان می دانند که اینگون بی پروا و بدون ترس از هیچ مرجعی خود به خود اجازه می دهند آمرانه به افراد آزادی یک جامعه اینگونه توهین کنند و او را تهدید کنند عجبا در سالروز ورود آزادگان ،آزاده ای تهدید می شود که بسیاری از آزادگان بر تلاش او و قلم او برای شکوفایی آزادگان گواهی می دهند بسی جای تاسف که این تهدیدات می تواند بیانگر نوع فرهنگ و ادبیات کسانی باشد که خود را سالین سال متولی امور آزادگان می دانند و مشخص است با این نوع برخوردها و ادبیات قرون وسطایی چه بر سر آزادگان آورده اند:
نقل از تکریت 11

علی محمد احدی، یکی از اعضای مهم موسسه پیام آزادگان که چندی قبل خبر منصوب شدنش به سرپرستی موقت این نهاد مبارک هم در سایت خود آن درج شده بود طی تماس تلفنی به مدیر وبلاگ تکریت 11 ابلاغ تهدید کرد.
در پی اطلاع رسانی درست و بموقع تکریت 11 در باره مراسمات سالروز ورود آزادگان این شخص مهم موسسه طی تماس تلفنی بعد از تمسخر در باره نوع اطلاع رسانی ما گفت من تهدید نمی کنم ولی ابلاغ تهدید می کنم.
لازم به ذکر است از زمانی که خبر دکتر احمد چلداوی بروی وبلاگ قرار گرفت تا امروز چندین مورد تهدید علیه وبلاگ و شخص مدیر وبلاگ تلفنی انجام شده است.
نقل از تکریت 11
از استخبارات بغداد ما را با اتوبوس بطرف زندان الرشید بغداد بردند در آنجا از ما استقبال گرمی با کابل و شیلنگ و باتوم کردند و در دو بند جدا از هم و در کنار هم بردند هر بند شامل حدود 10 سلول 2در3 و 3 در 4 وجود داشت درهر سلول 22 نفر بودیم که برای نشستن هم کافی نبود وقتی برای خواب فکر می کردیم که به چه نحوی بخوابیم یک شب همه پایایمان را روی پای هم گذاشتیم ولی تا صبح نخوابیدیم یکی از بچه ها پیشنهاد کرد دو گروه 11 نفره شویم هر گروه پایشان را بطرف دیوار ببرند و بخوابیم که این طرح بهتر جواب داد
اما چند شبی نگذشته بود یک مجروح آوردند که بایستی به اندازه دو نفر به او جا می دادیم تصمیم گرفتیم که هر شب دو نفر را بعنوان بالشت از آنها استفاده کنیم که در وسط بخوابند و ما سرمان را بر روی سینه و شکم و پایش می گذاشتیم از همان شبی که به زندان رفتیم شپش در پتوها وجود داشت و تا روزی که به ایران بر میگشتیم در اثر کمی امکانات بهداشتی و نظافت شپش همراه ما بود
آقای اردشیر پیرمردی بود که می گفت من عربی بلدم ولی بنده خدا اکثر حرف ها را اشتباهی ترجمه می کرد از شدت گرما و کمبود آب خواب خوبی نداشتیم اما چون خیلی خسته می شدیم چه بیرون از سلول و چه داخل محوطه همین که آرامش می گرفتیم یک چرت می زدیم در طول این 34 روز از سلول به محوطه می آمدیم و سلول مورد شستشو قرار می گرفت چون مجروحان ما از بدنشان چرکهای زیادی می ریخت
داخل سلول و محوطه پر از مگس بود و بیماری اسهال و استفراغ فراوان بود هرروز به یک بهانه ای مثل آب چرا زیاد مصرف می کنید ، روی دیوار چرا یادگاری می نویسید سرو صدا می کنید و بهانه های مختلف روزی چند بار با کابل ما را با 3 شماره به داخل سلول می فرستاند و با 3 شماره به محوطه می آوردند و می گفتند این نظام عراق است و شما بایستی در اینجا مثل ما آموزش ببینید و اینکه شما اسیر هستید و هر چه ما بگوییم انجام بدهد
اما عراقیها یک چیز مهم را نمی دانستند که در مقابل ظلم سکوت نخواهیم کرد و اختیار فردی خود را به کسی نمی دهند بلاخره 34 روز با آن همه سختی گذشت تا اینکه گفتند همه شما به اردوگاه خواهید و در آنجا از امکانات خیلی خوبی برخوردار خواهید شد از زندان الرشید با ماشین ون، اتوبوس ، ایفا ما را سوار کردند و بطرف تکریت حرکت کردیم....
در شبی که مردم آذربایجان غرق در ماتم برای عزای امام عدالت حضرت علی (ع) بودند عزایی دیگر آمد که باعث کشته و مجروح شدن صدها تن از هموطنان کشورمان شد
این مصیبت وارده را به تمامی آزادگان صبور و عدالت خواه ایران زمین تسلیت عرض نموده امیدوارم مردم آذربایجان ما را در غمشان شریک بدانند
ضمن خرسندی از پرداخت مطالبات تعدادی ازدوستان آزاده در سطح وزارت نیرو،هرچند با تاخیر هزینه داری ، تقدیر و تشکر از وزیر محترم نیرو جناب آقای مهندس نامجو در نظر موافق ایشان بر اقدام به مصوبه هیات محترم وزیران ،تعداد بسیاری از دوستان آزاده شاغل و بازنشسته در سطح وزارت نیرو (شرکتهای برق منطقه ای،توزیع نیرو،آبفا،آبهای منطقه ای و...) ازطرق مختلف با اعلام نگرانی و ناراحتی خود ، درخواست ملاقات حضوری با وزیر محترم نیرو و استماع علل عدم تمکین به دستور خود را در خصوص عدم پرداخت مطالبات آزادگان سرافراز و دلسوزان نظام و رهبری ،دارند.
فوری : با توجه به فرا رسیدن ۲۶ مرداد سالروز ورود آزادگان،از دوستان آزاده در سطح وزارت نیرو که مطالبات خود را دریافت نکرده اند درخواست می شود در این نظر سنجی (زمان مراجعه وزارت نیرو،با اعلام مشخصات خود ( نام و نام خانوادگی ، شماره همراه ،نام شرکت محل اشتغال خود،نام آخرین اردوگاه و آسایشگاه در زمان بازگشت از اسارت ، نام استان و شهرستان محل سکونت فعلی خود) شرکت نموده تا در حد توان ما هم در همفکری و همکاری با دوستان آزاده خود و حل نمودن مشکل آنها در خصوص موضوع مذکور شریک باشیم .
دوستان آزاده دیگر هم مارا با اعلام آدرس وبلاگ (هیات متوسلین امام سجاد ع ) از طریق ارسال پیام کوتاه به دیگر دوستان یاری فرمایند
نقل ازهیئت امام سجاد (ع)
فاش نیوز - به تجربه ثابت شده است که در هر اداره یا سازمانی زمانی که مدیران نالایق و بی کفایت بر سر کار باشند انتظار تکریم ارباب رجوع و خدمات رسانی مطلوب، از منطق به دور است؛ چرا که معمولا" افراد ناپاک برای پیشبرد اهداف خود اقدام به تشکیل باندهای نفوذناپذیر می کنند به طوری که با تغییر رؤسا و مدیران بالاتر نیز هر اقدامی در جهت شکستن این سد معمولا" راه به جایی نمی برد.
خبر اختلاس 15 میلیاردی در بنیاد شهید و امور ایثارگران شوک آور بود. این نهاد انقلابی که برای اهداف مقدسی تشکیل شده اگر خدایی نکرده به چنین فسادهایی آلوده شود انحراف بزرگی خواهد بودوباید هرچه سریعتر با آن و زمینه هایش برخورد شود.
این که رئیس بنیاد خود آدم پاکدست و سالمی است کفایت نمی کند.چرا که طبق اطلاعات موثق بسیاری از بخش ها و معاونت های بنیاد درباره اینگونه مسائل مشکل دارد و به نظر می رسد ریاست محترم بنیاد درمحاصره باند هایی قرارگرفته که نیات خوب و درست رئیس بنیاد را هم خنثی می کند و نمی گذارد به عمل تبدیل شود.
مواردی هشدارگونه از رفتارهای آلوده به عنوان هشدار وجود دارد که باید با حساسیت مورد توجه قرار گیرد و عوامل ورفتار های فساد آفرین باید با اقدامی انقلابی درنطفه خفه شود.
موارد بسیار است ولی برای نمونه درهمین رابطه وقتی یک منبع موثق از تابعیت دوگانه مدیر عامل یکی از زیرمجموعه های مالی بنیاد خبرمی دهد باید جدی گرفته شود.
منبع موثق ما از تابعیت دوگانه مدیر عامل این بخش خبرمی دهد و می افزاید: آقای"ف" ازبس عشق آمریکاست برای اینکه فرزندش در آمریکا به دنیا بیاید و تابعیت آمریکایی داشته باشد همسرباردارش را برای وضع حمل به آمریکا می فرستد.
طبق گفته این منبع موثق این قصه سر دراز دارد و متاسفانه بسیاری از معاونت های بنیاد شهید را تیم های آلوده مدیریت می کنند.
وی تصریح می کند: نمونه دیگر آن شرکت سبحان، زیر مجموعه بنیاد شهید است که "ک غ" مدیریت آن را برعهده داشت و اکنون به علت فساد ... در زندان به سر می برد.
دختر همین فرد نیز تا سال 58 در آمریکا به سر می برد و اکنون در مالزی زندگی می کند.
وی ادامه داد: نمونه اخیر فساد 15 میلیاری نیز از مدیران با سابقه بخش تسهیلات معاونت اجتماعی بنیاد شهید بوده است.
این منبع آگاه خاطرنشان می کند: بعضی از تخلفات درمقطع زمانی چند ماه قبل از انتخابات 88 انجام گرفته و اینطور به نظر می رسد که انگیزه هزینه برای تبلیغات انتخاباتی هم درمیان بوده است. چرا که اکثر مدیران بنیاد حامی کاندیدای فتنه گران بودند.حتی رئیس سابق بنیاد شهید وامور ایثارگران هم از حامیان کاندیدای مذکور بوده است که البته وی پس ازبیانات روشنگر رهبری ، به همراه چند تن دیگر طی بیانیه ای ازاین قضایا اعلام برائت کردند.
درانتخابات خرداد 88 امکانات زیادی از سوی بنیاد شهید دراختیار کاندیدای فتنه گران قرار گرفته بود که علاوه بر کمک های مالی ، مکان هایی برای ستاد های انتخاباتی و....در اختیار آنان گذاشته شده بود. به عنوان نمونه دفتر سایت "کلمه" که متعلق به بنیاد شهید بود در اختیار فتنه گران قرار داده شده بود بطوری که چهار – پنج ماه پس از قضایای فتنه نیز این محل در اختیار فتنه گران بوده است.
با توجه به موارد فوق الذکر، در رده مدیریتی بنیاد شهید هنوز هم افراد زیادی وجود دارند که بدنه این سازمان را بیمار کرده اند و وقتی جانبازان و ایثارگران برای رفع مشکلات عدیده خود به بنیاد شهید مراجعه می کنند به بهانه های مختلف به جای حل مشکلات، آنان را در پیچ و خم مسائل اداری سرمی دوانند و از سویی دیگر منابع مالی در اختیار بنیاد شهید به جیب عده ای سودجو سرازیر می شود.
اما این مسائل ناخودآگاه ذهن را به سوی رئیس بنیاد شهید سوق می دهد که آیا از وضعیت حاکم بر زیرمجموعه خود اطلاعی دارد یا خیر و با چنین مدیران کارآمدی! چطور باز هم خدمات رسانی بنیاد به ایثارگران را مثبت ارزیابی می کند.
بی شک هر مدیر سالمی با وجود زیردستانی این چنینی نمی تواند کارآیی شایسته ای داشته باشد و مسعود زریبافان رئیس بنیاد شهید نیز از این اصل مستثنی نیست.
باید به این مهم توجه کرد که افراد فاسد را از دو طریق می توان ردیابی کرد . یا باید با بررسی و حساب رسی دقیق کارهایشان اسناد اختمالی فساد آنان را کشف کرد و یا به نتیجه کار آنان درحیطه وظایفی که برعهده دارند توجه شود. درمورد اول که خود اسناد و مدارک گویا هستند ولی درمورد دوم ، تحلیل عملکرد مدیران و میزان رضایتمندی مخدومانشان بهترین شاخص برای سلامت مدیران است.
اما روی دیگر سخنمان با نمایندگان مجلس است و از آنان می پرسیم مگر وظیفه مجلس صرفا" قانون گذاری است؟ پس نظارت بر حسن اجرای قوانین چه می شود؟
چرا بعد از فرار "محمودرضا خاوری"، مدیر عامل سابق بانک ملی ایران که تابعیت ایرانی – کانادایی دارد، تازه نمایندگان مجلس به فکر افتادند موضوع منع قانونی تابعیت دوگانه مدیران جمهوری اسلامی را در مجلس پیگیری کنند؟ هر چند تلاش های برخی نمایندگان مجلس هم هنوز به نتیجه درخوری نرسیده است.
تعلل در به نتیجه قطعی رساندن قوانین بازدارنده از فسادهای کلان، نتایج زیانباری دارد که یک نمونه آن این است که فردی که دل در گرو دشمن دیرینه این مرز و بوم دارد مثل فلان مدیر مالی بنیاد از شرکت های وابسته به بنیاد شهید می شود و نیک پیداست که وابستگی به کشوری با این سابقه در جنایت و اسلام ستیزی، چه خروجی ای خواهد داشت.
سیدعزیزاله پژوهیده - به سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی نزدیک می شویم. یاد سرور آزادگان مرحوم ابوترابی می افتم. یا شهید قلم "فرخی راد" که برای تعلیم و تعلم در زندان به شهادت رسید. یا شهید "رهیده" که در زیر شکنجه به شهادت رسید. باز از این که ببینم هیچکس توجهی به این اتفاق مهم ندارد و حتی حاضر نیستند ظاهر را حفظ کنند متعجب می شوم و دلم می گیرد از این همه مظلومیت این قشر؛ آن های که با صبوری خود عزت و آبروی کشور و شیعه را حفظ کردند امیدوارم روزی برسد که ما قدر دادن واقعی این عزیزان باشیم.
با ورود آزادگان شور وصف ناشدنی در کشور و شهرمان بوجود آمد. من هم مثل همه همشهریان به استقبال این عزیران رفتم و وقتی دوستم را آوردند همه مردم او را بدوش خود گرفتند. من هر چه می خواستم به طرفش بروم از شلوغی جمعیت نمی توانستم و فقط از دور نظاره گر او بودم و او را تا منزلشان همراهی کردم. ولی باز به جهت اینکه جمعیت خیلی زیاد بود به داخل اطاق نرفتم ودر حیاط ماندم وبه این فکر می کردم که تا چند روز دیگر همه این ها که دور و برش هستند او را تنها می گذارند و آنقدر ماندم تا تقریبا همه رفتند. چون آخرشب شده بود من در افکار خودم غوطه ور بودم و یاد خاطرات ۶سال پیش دوستم افتادم زمانی که به اسارت در آمد نوجوانی بشاش که هنوز موی در صورت او در نیامده بود ولی امروز بعد از سالیان شکنجه ودرد و رنج به کشور برگشته است. با وجود اینکه هنوز سن و سالی نداشت ولی آثار درد را می توانستم در صورت او ببینم. انگار همین دیروز بود که داشتیم برای عملیات آماده می شدیم. آنقدر در افکار خودم غوطه ور بودم که متوجه نشده بودم یکی شانه های مرا تکان می دهد. سرم را بالا گرفتم. با تعجب دیدم دوست آزاده ام بالای سرم ایستاده است. بلند شدم همدیگر را در آغوش گرفتیم. آنقدر با هم گریه کردیم تا بستگانش آمدند و مارا از هم جدا کردند و به داخل اطاق بردند.
تقریبا همه افراد رفته بودند بجز تعدادی از بستگان درجه یک . آخر شب شده بود. من هم می خواستم بروم که دوستم مانع رفتنم شد. نمی خواستم مزاحمت برایشان ایجاد کنم چون مادرش را گوشه ای از اطاق دیدم که از دیدن پسرش سیر نمی شود. انکار تازه به دنیا آمده باشد. نگاهش مانند بچه ای بود که تازه مادر بدنیا آورده است. فرقش این بود که روز تولد به بچه می خندند ولی آن شب مادرش مدام گریه می کرد. انگار اشک هایش تمامی نداشت و مدام می گفت پدرت تا روز آخر انتظارت را می کشید وحالا جز قاب عکسی برای پسر چیزی نمانده بود.
عکسی که گهگاه پسر به آن نگاه می کرد و با دیدن آن آهی می کشید. من تحمل دیدن این صحنه ها را نداشتم و داشتم دق می کردم. دوستم نگاهی به من کرد وگفت: سید چه خبر ؟ من که دلم پر بود از اتفاقات بعد از جنگ به او گفتم: نمی دانم جه بگویم، از کدام خبر حرف بزنم ولی به شما می گویم ایکاش من جای شما بودم و این همه رنج را نمی دیدم. به او گفتم شما فکر می کنید ما اینجا راحت بودیم. از کدام غم برایت بگویم.
از درد دل امام در آخرعمرش یا از جام زهری که امام به تنهای سرکشید، از وصیت امام که به فراموشی سپرده شد؛ آنجایی که امام فرمود:"نگذارید پیشگسوتان جهاد وشهادت در پیچ و خم روزمرگی دنیا به فراموشی سپرده شوند"، از فراموشی لاله ها، از گمرنک شدن معنویات، از فاصله گرفتن بعضی از یارانمان از آرمان هایشان؛ اینقدر گفتم تا گفت: سید دیگر بس است. همه این اتفاقات بعد از جنگ افتاد؟ پس این همه استقبال برای چیست ؟ من هم آب پاکی ریختم روی دستش و به او گفتم این ها برای دلتنگی های خودشان است وبعد از مدتی فروکش می کند.
منظورم این بود که به سال های دفاع مقدس که همه دنبال یکدلی و یکرنگی بودند فکر نکند و خود را با شرایط جدید وفق دهد و انتظاراتش را کم کند. چون اگر می توانست این کار را بکند بهتر با وضعیت آینده کنار می آمد. بعد از این حرف ها من از او خدا حافظی کردم. بعد از مدتی او را دیدم خسته و ناراحت است. انکار زود به همه چیز پی برده بود ولی از این وضعیت تاراحت بود. برایش غیر قابل باور بود. بعد از گذشت مدت کمی او مانده بود و غم هایش، او مانده بود ودردهایش.
از ته دل گفت: سید! می دانی آرزویم چیست ؟ گفتم: نه. گفت: دوست دارم دوباره به دوران اسارت برگردم چون اگر آنجا تنم در اسارت بود ولی روحم آزاد بود. خدا را در چند قدمی خود می دیدم. ولی امروز گرچه تنم آزاد است ولی روح خود را در بند می بینم. دربند خواست های خود، دربند ........
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و مار رستگار
نقل از فاش نیوز
طبق اخبار موثق و از منابع معتبر چهارشنبه این هفته آزادگان عزیز به انتخاب بیناد شهید استان های محل زندگی خود با رهبر انقلاب دیدار خواهند کرد این دیدار بعد از حدود 10 سال از اخرین دیدار آزادگان با رهبر انقلاب صورت می گیرد.
نقل از تکریت ۱۱روز سوم سوار بر اتوبوس بطرف بغداد حرکت کردیم ماشین کولرروشن و مقداری آب داشت وکفاف همه را نمی داد ولی در آن شرایط بسیار برایمان بسیار ارزشمند بود چند ساعت در راه بغداد بودیم تا اینکه به استخبارات رسیدیم موقع پیاده شدن چند تا عراقی گرز و کابل بدست بصورت وحشیانه به ما حمله کردند و می زدند و ما هم برای اینکه کمتر کتک بخوریم به اینورو انور می پریدیم همه را به اطاق تمام کاشی کاری شده که از سقف آب پاش و از پائین دریچه فاضلاب داشت فرستادند حدود 550 نفر بودیم و ما را بزور در دو اطاق جا دادند و مجددا ما را بیرون از اطاق آوردند و همه لباسمان را درآوردند حتی شورتمان را کندند و مجددا همه را به داخل اطاق فرستادند به چند نفر گفتند لباس را به ما تحویل بدهند هر کس لباسی گرفتیم و پوشیدیم .
آن شب را بدون آب و غذا سپری کردیم البته انگار غذا برایم معنی نداشت ولی از تشنگی له له می زدیم با این وضعیت ازخستگی چون اصلا جا برای نشستن نداشتیم بصورت نه ایستاده و نه نشسته خوابیدیم صبح که ما را بیدار کردند زمانی بود که برایمان نهار آوردند نهار لوبیا پلو بود که در تشت گذاشته بودند و ما را بصورت گروهی می آوردند و با سه شماره بایستی به اطاق بر می کشتیم با شماره یک با همان دستهای کثیف غذا را یک مشت در دهان گذاشته و دو مشت دیگر در دست گرفتیم و به اطاق برگشتیم این اولین نهاری بود که درعراق خوردیم بعد از نهار با اتوبوس بطرف زندان الرشید حرکت کردیم ....
نکات قابل توجه :
ا- این کارت مخصوص یک نفر می باشد و مسئولین سالن بزرگ کشور از ورود افراد بدون کارت دعوت ؛ جدا جلوگیری بعمل می آورد .
لذا تقاضا می شود به منظور حفظ حرمت آزادگان عزیز و خانواده های گرامی آنان به این نکته توجه فرمایید.
1- برنامه راس ساعت مقرر شروع و دربهای سالن بسته خواهد شد .
2- جهت برقراری نظم عمومی جشن ( کنسرت زنده ؛ برنامه های کودک و ... ) همکاری لازم را با مسئولین برگزاری بعمل آورید
مکان : سالن وزارت کشور ** میدان فاطمی خیابان شهید گمنام **
زمان پنجشنبه 26 مرداد ساعت 21 بصرف شام