نامه مهم دکتر چلداوی به مدیر موسسه پیام

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقای مدير محترم موسسه پيام آزادگان

سلام عليکم

 

پيرو برنامه ديدار مقام عظمای ولايت و قضايای قبل و بعد از آن لازم است مطالبی را برادرانه و خير خواهانه به استحضار شما برسانم.

البته پر واضح است که اصل قضيه تلاش برای برنامه ريزی يک ديدار با حضرت آقا بسيار کار ارزنده و قابل تقديری است که اميدواريم باز هم تکرار شود.

اما مسئله مهم تر از خود ديدار، نحوه برنامه ريزی برای استفاده حداکثری از ديداری است که شايد تا آخر عمر همه ما آزادگان حتی يک بار ديگر هم تکرار نشود.

مسلما ديدار با نائب آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف و ولی امر مسلمين جهان آن هم در اين برهه خاص خيلی مهم است. پس بايد از چنين جلسه ای انتظارات بزرگی متصور باشد هم برای دفتر حضرت آقا که اجازه چنين جلسه ای را دادند و هم موسسه محترم که زحمت برنامه ريزی را کشيدند. اما ببينيم در عمل چه اتفاقی افتاد. به جای هم فکری و برنامه ريزی و نظرخواهی از آزادگان محترم  برای استفاده حداکثری از اين ديدار تاريخی، برخی از مديران موسسه پيام تمام تلاششان را به کار بستند تا اين خبر مهم تا چند روز مانده به تاريخ ديدار هم از لحاظ محتوی و هم تاريخ جلسه به اطلاع هيچ شخص، به غير از تعداد اندکی از همکاران صميمی و قابل اعتماد از ديد موسسه، نرسد. همچنين همين آقايان در فرآيند صدور کارت دعوت، سعی کردند افراد خاصی دعوت نشوند. اين افراد معمولا کسانی بودند که به فعاليت های موسسه و شرکت مينو انتقاد داشتند و وظيفه مقدس اطلاع رسانی صادقانه را به قشر آزاده به عهده داشتند. به راستی چرا نبايد اين تعداد در اين جلسه مهم شرکت کنند؟.

 در مورد صحبت های آزادگان در محضر حضرت آقا، طراحی برخی مديران محترم موسسه پيام به گونه ای بود که نبايد کوچکترين صحبتی از شرکت خودکفائی و شرکت مينو، که با هدايای شخص حضرت آقا پا گرفت، و موسسه پيام، که بودجه ميلياردی مصوب ساليانه دارد، به ميان آيد. نبايد کسی کوچکترين انتقادی به وضع موجود داشته باشد، کانه اوضاع کاملا بر وفق مراد همه است.

به راستی چرا فرهنگی ترين عناصر از آزادگان محترم، نبايد در بزرگترين واقعه فرهنگی در مورد آزادگان شرکت نمايند؟. شايد به خاطر انتقاد از عملکرد موسسه پيام و شرکت مينو؟. اين چه خطری است که برخی مسئولان محترم موسسه پيام از آن نگران هستند؟.

خطاب من به برادران عزيزم در مديريت موسسه پيام است. برادران عزيزم کار فرهنگی آدمی با تفکرات فرهنگی می طلبد. از لوازمات اوليه يک انسان فرهنگی داشتن سعه صدر، تحمل نظرات منتقدان  و برخورد منطقی با مخالفان و منتقدان است. به نظر شما تهديد يا ابلاغ تهديد آن هم به يکی از چهره های شناخته شده فرهنگی تاثير گذار در دوران اسارت و بعد از آن، يک کار فرهنگی است؟. اين برادر عزيز قانونا می توانست بر  چالش اساسی برای شما ايجاد کند اما چون فرهنگی فکر می کرد ترجيح داد به مخاطبانش اطلاع رسانی کند و افکار عمومی آزادگان را به قضاوت بطلبد که صد البته اين برای شما از هر شکايتی بدتر بود (اين يکی از مصاديق تبديل تهديد به فرصت است).

برادر عزيز مدير موسسه پيام آزادگان، به نظر می رسد روند تک روی و خودرايی در موقعيت های فرهنگی ايجاد شده برای آزادگان همان قدر خسارت آفرين باشد که تک روی و خودرايی در موقعيت های اقتصادی.  نتيجه زيانبار تحکم عده ای قليل بر مايملک آزادگان را بيست سال است که مشاهده می کنيم.

روش حل مشکلات در عرصه فرهنگ فقط از طريق منطق و مذاکره است و راه حل های حذفی جواب نمی دهند. در عرصه های فرهنگی اصلا هنگامی برتری يک نظريه به اثبات می رسد که فرصت نقد توسط نظريات منتقدان وجود داشته باشد. به عبارت ديگر انتقاد سازنده در عرصه فرهنگی يک فرصت است نه يک تهديد.

نياز به اثبات ندارد که وقتی تفکرات صنفی و سياسی بر يک موسسه فرهنگی غالب شود آن موسسه قادر به ارائه يک عملکرد مناسب فرهنگی نخواهد بود و نتيجه اش همين می شود که در بيلان کاری ارائه شده در محضر حضرت آقا می بينيم.

بيلان کاری ارائه شده توسط يکی از مسئولان موسسه پيام در محضر حضرت آقا منحصر به فقط 60 مورد چاپ کتاب وبرگزاری تعدادی گردهم آئی و اعلام وجود هيئات مذهبی آزادگان بود. واقعا در طول بيست سال چاپ 60 مورد کتاب، آن هم کتاب هائی که خود آزادگان محترم نوشته اند چقدر بيلان قابل قبولی است. خوشبختانه حضرت آقا با درايت متوحه کم کاری شده و فرمودند بايد چند برابر کتاب چاپ می شد و بايد کارهای فاخری در زمينه ارزش های آزادگان ساخته می شد. در مورد گردهم آئی ها هم که زحمتش را خود بچه ها می کشند و موسسه با تشخيص خود از برخی حمايت می کند و از برخی ديگر حمايتی نمی کند. در مورد هيئات مذهبی هم اصلا ارتباط اين هيئات با موسسه پيام را نفهميدم. (همانگونه که ارتباط اقتصاد مقاومتی با آزادگان را از خلال فرمايشات آخرين سخنران محترم نفهميدم.)

بودجه اين موسسهِ به زعم مدير آن عريض و طويل، به قدری است که با آن می توان علاوه بر امور جاری و رايج هر سال حداقل يک فيلم سينمائی فاخر راجع به آزادگان ساخت. اما سوال اين است اين بودجه ها کجا هزينه می شوند که خروجی قابل اظهار در حضور مقام معظم رهبری فقط چاپ 60 کتاب بوده است.

با اين نحو عملکرد ضعيف خصوصا در خصوص برنامه ريزی ديدار با مقام معظم رهبری، مسئولان محترم موسسه پيام دچار يک اشتباه استراتژيک شدند. با حذف منتقدان موسسه پيام از ليست دعوت شدگان، اکنون به همه آزادگان ثابت شده است که مسئولان محترم موسسه پيام ظرفيت انتقاد را ندارند و کسانی که ظرفيت انتقاد نداشته باشند هم خود را از موهبت عقل ديگران محروم می کنند و هم خطر ابتلاء به خودکامگی ايشان را تهديد می کند.

وقتی مسئله بزرگی مثل مصلحت همه آزادگان مطرح است، بايد اختلافات سليقه ای را کنار بگذاريم و در راستای تحقق آن مصلحت بزرگ بيانديشيم.

آيا نمی شد در محضر آقا بهتر عمل کرد. من هم معتقدم نبايد مشکلات آزادگان در محضر حضرت آقا پر رنگ يا رسانه ای شود. اما نمی شد وقتی پنج نفر خاطره تعريف کردند (که البته به جا هم بود)، يک نفر هم با کلامی زيبا و ظريف مشکلات موجود را مطرح می کرد. آيا بهتر نبود به جای صحبت از اقتصاد مقاومتی به مسائل مربوط به آزادگان و روش های پيشنهادی حل آنها با استفاده از توانائيهای خود آزادگان اشاره کرد. آيا بهتر نبود مثلا يکی از آزادگان روحانی مجتهد (که در بين آزادگان کم هم نيستند) در مورد قابليت ها و روش های تاثير گذاری آزادگان در صحنه فرهنگی جامعه صحبت می کرد.

آيا به جای ششصد نفر نمی شد از سالن چند هزار نفری استفاده بهتری کرد و تعداد بيشتری از آزادگان را دعوت کرد. با کدامين منطق و عدالت می توانيد حضور خانواده و فرزندان برخی آزادگان و عدم حضور فعالان فرهنگی را توجيه کنيد. البته مشکلات آزادگان فقط در عرصه های اقتصادی منحصر نمی شود. ما در عرصه فرهنگ هم مشکلاتی داريم که اتفاقا حضرت آقا شخصا به بخشی از آنها اشاره فرمودند.

حضرت آقا شخصا خواهان کسب اطلاع در مورد مشکلات موجود اقشار مختلف از زبان خودشان هستند. اصلا به همين خاطر است که ايشان ديدارهای جمعی ترتيب می دهند و دقيقا به همين خاطر در ديدارهای جمعی، تاکيد ايشان بر اين است که از مسئولان کسی صحبت نکند و تريبون در اختيار افراد عادی جهت اظهار نظر قرار گيرد. در ديداری که سه روز قبل از ديدار آزادگان به اتفاق همکاران دانشگاهی با حضرت آقا داشتيم ايشان صراحتا فرمودند " ما مشکلاتی هم داريم که در فرمايشات آقايان عمدتا با کنايه به آنها اشاره شد اما ما مشکلاتی هم داريم". بدين ترتيب ايشان تلويحا از اينکه کسی مستقيما به مشکلات اشاره نکرده بود انتقاد نمودند. 

برادران عزيز مديران موسسه پيام، بايد ايمان داشته باشيم که کار فرهنگی با تفکرات انحصار طلبانه و حذفی سازگار نيست و داشته ها و توانائيهای فرهنگی قشر بزرگ و تاثير گذار آزادگان عزيز، در داشته ها و توانائيهای  يک گروه خلاصه نمی شود. استفاده از همه توانائيها و سليقه ها برای خود شما بهتر است. اگر شما از همه توانائي ها و فکر آزادگان سراسر کشور استفاده می کرديد، می توانستيد در محضر حضرت آقا، به جای آن بيلان کاری ضعيف و نااميد کننده، به ساخت چندين فيلم سينمائی و سريال فاخر يا توليد چند نرم افزار چند رسانه ای در مورد اسارت، يا ايجاد چند بازی رايانه ای برای شناساندن ارزش های اسارت به قشر نوجوان کشور، يا توليد انيميشن های جذاب و يا حتی مثلا ايجاد يک درس و کتاب دانشگاهی در مورد تاريخ اسارت و ارزش های آن و ساير کارهای ماندنی از اين دست، اشاره کنيد.

البته حدس من اين است که تعدادی از عزيزان تصميم ساز فرهنگی در موسسه پيام با اين نحو عملکرد مخالف بودند بنابراين اين خبط را منتسب به کليه برادران بزرگوار تصميم ساز در موسسه پيام نمی دانم. تقاضای من اين است که آن دسته از عزيزان موسسه که مخالف اين نحو عملکرد بودند مسئولان اين حرکت غير مسئولانه را مورد انتقاد قرار دهند و از مديران ارشد در اين موسسه مهم بخواهند با عذر خواهی از آزادگان بخشی از آلام ايشان را به خاطر اين فرصت سوزی بزرگ التيام بخشند. اينجانب نمی توانم به نمايندگی از آزادگان سخنی بگويم (چون قيم آنها نيستم) اما با شناختی که از ايشان دارم احتمال زياد می دهم که آزادگان محترم، برادران خود را در موسسه خواهند بخشيد و انشاءالله صفحه جديدی برای تعاملات بيشتر و نزديکتر آغاز خواهد شد.

برادران عزيز مديران موسسه پيام و شرکت مينو، شما چاره و انتخابی به غير از تعامل با همه آزادگان نداريد. اين مديريت ها و رياست ها مثل همه دنيا و مال و منالش زودگذر و فانی است و همه ما دير يا زود در محضر حضرت حق بايد پاسخگوی اعمال خود باشيم. بيائيد بر برادران آزاده تان تکيه کنيد (نه بر حمايت اطياف سياسی)، چرا که حمايت آزادگان استراتژيکی است و حمايت اطياف سياسی تاکتيکی. آنها اگر منافع خود را در خطر ببينند پشت شما را خالی می کنند و خود هم شروع به انتقاد از شما می کنند و شما را با انبوهی از اعتراضات و مطالبات برحق برادران آزاده تان تنها خواهند گذاشت.

برادران عزيزم، بيائيم با توکل بر خدا تمام هم و غم خود را مصروف خدمت به اين قشر مهم و تاثير گذار فرهنگی نمائيم که سعادت ابدی را در اين خدمت شيرين خواهيم يافت. بدانيد مسندی که شما بر آن تکيه زده ايد فقط برای خدمت به آزادگان تعريف شده است و هر گونه استفاده شخصی و جناحی و سياسی از اين مسند از نظر قانون و آزادگان محترم غير قابل قبول است. پس بياييد به آزادگان و نظرات ايشان احترام بگذاريد و تمايلات و گرايشات سياسی خود را در جائی که منافع همه آزادگان مطرح است حداقل برای لحظاتی کنار بگذاريد.

 

در پايان نتيجه می گيرم که ريشه تمام مشکلات در حوزه آزادگان اين است که عده ای خود را همه جا به عنوان قيم آزادگان معرفی می نمايند. بنابراين برای جلوگيری از مشکلات آتی پيشنهاد می کنم آزادگان محترم در همايش های ساليانه نمايندگان واقعی خود را از خلال انتخابات تعيين کنند. اين نمايندگان به عنوان نمايندگان واقعی آزادگان به بنياد شهيد معرفی شده و مجمع عمومی جديد شرکت مينو و موسسه پيام را تشکيل می دهند و بدين ترتيب آزادگان بر امورات اقتصادی و فرهنگی مربوط به خود مديريت و نظارت واقعی خواهند يافت.

با تشکر

احمد چلداوی

استاد دانشکده مهندسی برق

دانشگاه علم و صنعت ايران

نقل از تکریت ۱۱