آزادگان خواستار پيگيري سريع و قصاص قاتلين اين جنايت هستند

              ابراهیم شیردل
وبلاگ اسیر 11791 نوشت:
همه ما چهره خندان ابراهیم را لحظه از یاد نمیبریم بعداز کتک خوردن های حین بازجویی در استخبارات این ابراهیم بود وقتی وارد سلول میشد میخندید و میخنداند در همایش های کمپ ۱۰ این ابراهیم بود که دور وبرش پر بود از چهرهای خندان و از اتاقش صدای خنده بلند بود او متولد گنبد و از بسیجیان لشکر بیست و پنج کربلا جمعی گردان یا رسول بوده و در ادامه عملیات والفجر ۸ در جاده فاو ام القصر پس از دو نبرد سنگین بیست ساعته در حالیکه دیگر فشنگی برای مقاومت نداشت در سنگر پنهان شد تا به اسارت نیروهای عراقی در نیاید که حدود یک روز پس از اشغال محور و به اسارت بردن بقیه دوستانش بطور تصادفی توسط نیروهای عراقی دیده و به بند کشیده شد ابراهیم شیردل از آزادگان کمپ ده رومادیه و در قاطع ۴ و آسایشگاه های ۴ و۶ در بند بوده ست
پس از تحمل رنج اسارت به مدت نزدیک ۵ سال به وطن باز گشته و در بانک کشاورزی به خدمت جامعه مشغول بوده است واما...

ساعت ۹ صبح سه شنبه سوم بهمن ۹۱ برای خانواده آزاده روز خوبی نبود.

۵ نفر مهاجم نقابدار ساعت ۹ صبح وارد منزل آزاده ابراهیم شیردل در تهران می شوند. همسر و دخترش را گروگان میگیرند همسرش را با خوراندن جام هایی از زهر جلوی چشمان دختر معصومش به شهادت میرسانند ...دختر بینوا که شاهد این صحنه بود به سمت مهاجمین حمله ور شد ولی نامردان با ضربات چاقو او را به قصد کشت مصدوم و در گوشه ای پرت مینمایند که سبب مجروحیت دست و بیهوشی دختر معصوم در اثر ضربه به سر میگردند .بعداز ساعتی دو پسر ابراهیم  از مدرسه برگشته و وارد منزل شدند که با مصدوم ساختن آنها و زندانی نمودن شان در قسمتی از خانه وحشتی بر آنها وارد ساختند که تا آخر عمر چون کابوسی همراهشان خواهد بود ساعت شش عصر بعداز ورود ابراهیم به منزل با وی درگیر می شوند .

ابراهیم با آنان گلاویز شد با بلند کردن مبل و صندلی و پرتاب کردن آنها به سمت شان و ایجاد سر وصدا فرصت را از مهاجمان گرفت ولی مهاجمان از خدا بیخبر چاقوهای برهنه را بر گردن پسرانش نهادند و او را تهدید به سربریدن فرزندانش نمودند سپس با وارد آوردن چندین ضربه چاقو بر پیکر ابراهیم در ناحیه گردن و سینه  باعث پارگی حنجره و ریه ابراهیم شدند و متواری گشتند با فرار مهاجمان و سرو صدای فرزندان همسایه ها متوجه اوضاع شده و نهایتا ابراهیم و خانواده به بیمارستان منتقل شدند که متاسفانه همسر ایشان با او وداعی تلخ نمود و دخترش بستری و جراحی شد و ابراهیم نیز هنوز ذر کماست هرچند آخرین خبرها حکایت از بهبود اوضاع ابراهیم مینماید ولی او همچنان محتاج دعای خیر دوستانش است.

پیکر بانوی معصوم و فداکار و یار و همسر ابراهیم عزیزمان جمعه در گنبد تشیع و به خاک سپرده شد تا پاره دل ابراهیم بی وداع با یارش به دیار ابدی کوچ نماید این برگی دیگر از معصومیت تباریست که همچنان مورد کینه شقی ترین و پست ترین دشمن بشریت قرار میگیرند.