مشاوره گروهی همپای آزادگان
گزارش 9

جلسه مشاوره گروهی امروز در مورد سوالات زیر بوده است که با بحث گروهی به آن ها پاسخ داده شد:

1 - هدف خانواده ما چیست؟

2- ما خواستار چه نوع خانواده ای هستیم؟

3- قصد داریم چه کارهایی انجام دهیم؟

4- چه احساسات و عواطفی را می خواهیم در خانواده ابراز کنیم؟

5- دوست داریم با هم دیگر چه روابطی داشته باشیم؟

6- چگونه می خواهیم با یکدیگر گفت و گو کنیم و روابطمان با دیگران چگونه باشد؟

7- چه کارهایی حقیقتا برای خانواده ما مهم است؟

8- مقدم ترین اهداف خانواده ما کدامند؟

9- توانایی ها ,  استعداد ها و قریحه های بی همتای اعضای خانواده کدامند؟

10- مسئولیت های هر یک از اعضای خانواده کدام است؟

11- اصول و قواعدی ارا که دوست داریم خانواده مان از آن پیروی کنند , چه هستند؟

12- قهرمان های ما چه کسانی هستند؟چه خصوصیاتی در آن ها هست که ما آن را دوست داریم؟

13- چه خانواده ای به ما الهام می دهند و ما چرا آن ها را تحسین می کنیم؟

14- چه طور می توانیم به عنوان یک خانواده به جامعه کمک کنیم و به سوی خدمتگذاری بیشتر هدایت شویم؟

 

و در آخر" از قلبتان با سعی تمام محافظت کنید که محصول زندگی از آن نشات می گیرد."

خاطرات اسارت

در بیمارستان سلیمانیه یک افسر ارشد عراقی به نزد ما آمد،علی حضرتی آن روز کلاس سوم راهنمایی (همشهری بنده،بجنوردی ترک زبان مثل من)بود.حجت ا... گرجی دانش آموز سوم دبیرستان از لرستان شهر ستان ازنا(پزشک)،افسر عراقی از آنها سوالات تفرقه آمیز می پرسید وآن دوعزیز جواب هایی درست اما به اندازه دانسته های خود می دادند.مثلا از علی پرسید چرا در ایران علیه ترک ها لطیفه زیاد ساخته اند وفارس ها از ترک بودن ابا دارند. از حجت پرسید چرا حکومت شما برای لرها ارزش واعتباری قائل نیست. وگیلانی هارا انسان هایی ساده لوح می دانند.قبل از اسارت دبیر رشته علوم انسانی (تاریخ،جغرافی،ادبیات عرب وفارسی)بودم.با توجه به مطالعاتی هم که داشتم از افسر عراقی خواستم به نزد من بیاید تا پاسخ سوالاتش را بدهم.دقایقی توضیحاتی برایش دادم به من گفت تو عقلت نمی کشد.گفتم من معلم هستم گفته هایم تماما پایه ی علمی وتحقیقی دارداما شما چون نمی خواهیدقبول کنید نمی پذیرید.وسوالاتتان با انگیزه تخریب وتفرقه انداختن بین مامی باشد.
چندکلمه ی رکیک حواله ما کرد واز بیمارستان خارج شد.

با تشکر از آزاده عزیز آقا طاها

منبع وبلاگ همپای آزادگان