گذشت جوانی
جوانى شمع ره كردم كه يابم زندگانى را *** نجستم زندگانى را و گم كردم جوانى را
شهريار تبريزى
دريغ فرّ جوانى، دريغ عمر لطيف *** دريغ صورت نيكو، دريغ حسن جمال
كجا شد آن همه خوبى؟ كجا شد آن همه عشق *** كجا شد آن همه نيرو؟ كجا شد آن همه حال
كسايى مروزى
كسايى مروزى
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 20:34 توسط سید
|
من آنچه شرط بلاغ است به تو می گویم