سرگرمی روزگار
نگذارید بازیچه دیگران شویم
در زندگی عادی مردم رسم شده که اگراز یک نفر طلب داری و سند و مدرک و یا چک در دست داری وقتی موقع دریافت آن شده و می خواهی طلبت را بگیری طرف مقابل می گوید فعلا ندارم وچند مدت صبر کن شما هم به او مهلت می دهی و او اینکار را چند بار تکرار می کند اما دیگر نمی توانی و متوجه می شوی شما را بازی می دهد با او کلنجار می کنی که اگر طلبم را ندهی شکایت می کنم بدهگار هم می گوید هر کاری دلت می خواهد بکن آنوقت کار به دادگاه می کشد مدتی را در دادگاه برای گرفتن حقت تلاش می کنی و در آخر بدهگار را به زندان می فرستی اما پولی عایدت نمی شود بدهگار هم می گوید دو الی چند سال در زندان می مانم و بعد هم طلبگار خسته می شود و مقداری از پول را می گیرد و طلبگار می گوید تا بقیه پولم از بین نرفته بهتر است با او کنار بیایم و ادامه داستان
حال مسئولین هم فکر می کنند با این تفکر که آزادگان به فکر شکایت و دادگاه رفتن هستند و ما می توانیم از آب گل آلود ماهی بگیریم و مدت مدیدی را در دیوان عدالت اداری آنها را سرگرم نموده و سال بعد هم خدا بزرگه و پولی هم به آزادگان نمی رسد و آنها مجبورند همین پول را قبول کنند و دولت بعدی هم مدتی آنها را به بازی می گیرد و ادامه داستان
این بازی دنیایی و سرگرمی روزگار را خدا برایمان در نظر گرفته ولی از طرفی خداوند به ما عقل و شعور داده که از عقلمان بطور احسنت استفاده کنیم تا بازیچه دست دیگران نشویم خداوند در همه حال می خواهد ما را امتحان کند همچون امتحان سخت در دوران اسارت و امتحان سخت تر و راحت تر در آزادی پس ما بایستی همیشه و در همه حال از ین امتحانات سربلند بیرون بیائیم .
خدایا ما را یک لحظه به خودمان وا مگذار تا بازیچه دست دیگران شویم آمین
من آنچه شرط بلاغ است به تو می گویم