میزگرد فاش نیوز با رحماندوست و مجتهد(بخش آخر) رزمندگان زیادند ولی زیادی نیستند
فاش نیوز- بخش اول و دوم میز گرد بررسی "طرح امتیازبندی ترکیبی رزمندگان" با حضور دکترمجتبی رحماندوست، طراح اصلی این طرح و یوسف مجتهد، کارشناس قوانین ایثارگران و از منتقدان اصلی طرح مذکور، با عناوین"پاسخ به شبهات طرح امتیاز بندی ترکیبی رزمندگان"و"ضرورت ساماندهی و اصلاح قوانین ایثارگران" دراین پایگاه خبری منتشرشد.
اینک سومین وآخرین بخش این میزگرد که بحث های متنوع تری را دربردارد از نظر خوانندگان و ایثارگران عزیزمی گذرد.
*درمان ایثارگران-لایحه جامع خدمات رسانی-کمیسیون های مجلس-ساماندهی قوانین ایثارگری-معوقات-نظارت مجلس-طرح امتیاز ترکیبی ایثارگران-...
فاش : تقبل 100 درصد درمان همه ایثارگران از سوی بنیاد چه اشکالی دارد؟ مشکلش فقط از آن طرف است.
- مجتهد: نه نه، مشکلی ندارد، من می گویم اصلا" همه تسهیلات، 100 مسکن هم تامین بشود چه اشکالی دارد، ولی وقتی سنگ بزرگ برمی داریم، سنگ بزرگ می ماند ، اصل قضیه سر جایش است ، چون تامین نمی شود. مگر درمان حل شده است؟ شما حوزه تهران را نبینید که بعضی از دوستان به بیمارستان ها مراجعه می کنند درصد های بالا، شهرستان ها بروید افتضاح است. من رفتم و می بینم و مثالش را هم خدمت آقای ساقی گفتم، واقعا" در شهرستان ها توجه وجود ندارد، در تهران ناچار هستند ، به دلایل مختلف ناچارند یک سرویس هایی را فراتر از شهرستان ها به تهران بدهند. به خاطر اینکه مشکل پیش نیاید، ولی واقعیت این نیست که در شهرستان ها همان طور که در تهران رسیدگی می شود در آنجا هم رسیدگی شود. ما می گوییم مسکن ، شما شک نکنید مسکن را اگر بخواهید در روستاها یا شهرهای دور افتاده تامین کنیم هزینه اش خیلی کمتر است، حتی در آن جدول آکاردئونی همین را هم دیدیم، که تامین مسکن در تهران خیلی فرق می کند. آن موقع چه می شود؟همین هجومی می شود که افراد می خواهند مسکنشان را در تهران بگیرند که بعد تبدیل کنند. یعنی اگر شما خیلی منطقی نبینید خدمت را و درست تعریفش نکنید و همه ی زوایا را پیش بینی نکنید در اجرا با مشکلاتی مواجه می شوید که نمی توانید جمع کنید. ما بحثمان این است.

فاش: آقای مجتهد دل پری دارد، اگر فرصت باشد تا شب هم صحبت می کند.
- رحماندوست: نه وقت ما محدوداست... اضافه کار که به ما نمی دهید.( باخنده...)
فاش: منظورما این است درجایی که صلاح بدانید حتما" واردمی شوید. بعدا" شاید فرصتش پیش نیاید.
- رحماندوست: چیزهایی فرمودید و من هم نوشته ام، فکر می کنم شما هم واقف هستید به این موضوع که از اول ما در بحث های قوانین و مقررات ایثارگری موضع گیری هایمان نسبت به بنیاد شهید یا بنیاد مستضعفان و جانبازان متفاوت نبود یعنی از هیچ دو آدمی عین هم در نمی آید، یک سری ریز تفاوت هایی وجود داردکه ممکن است بحث و جدل بشود. اما در مواضع کلی قضیه یک نگاه مشترک الحمدالله داشتیم، الان هم آن چیزهایی که ایشان می گویند یک سر سوزن که بخواهم بگویم نه این یکی نه، نیست. البته بله، در بعضی جاها ممکن است بگویم این اینجا مشکل دارد یا شما این چیزی که دیده اید دراین مورد به این قسمت دقت نکرده اید. این ها هم قابل حل است. بنابراین در صورتیکه این طرح از کمیسیون تخصصی در بیاید، من این امکان برایم وجود دارد، چون اگر از کمیسیون تخصصی در نیاید امکان اینکه این طرح را به صحن علنی راه ندهند وجود دارد، آن وقت این بحث هایی هم که داریم می کنیم حداقل خروجی اش در این طرح دیده نمی شود.

در مورد کمیسیون تخصصی بگویم که البته این بحث ها جایش در کمیسیون داخلی مجلس است. من رفتم این را ارجاع دادند به کمیسیون فرهنگی، در حالی که جنسش جنس کمیسیون فرهنگی نیست. اعتراض هم شد ولی درهرحال دادندبه کمیسیون فرهنگی. من با اینکه جلسه مهمی داشتم خارج از مجلس، ولی گفتم مجلس در اولویت است و رفتم در کمیسیون فرهنگی نشستم و استفاده کردم، با همین زاویه دید که کلیاتش را به تصویب برسانیم بعد وارد جزئیات شویم. من نشستم در جلسه کمیسیون تا رأی آورد. بعد از جلسه بلند شدم یعنی قطعی و تصویب شد و حالا باید گزارش آن برود به صحن علنی مجلس که در کمیسیون فرهنگی تصویب شده. همان جا که نشسته بودم بعد از این که تصویب شد شخصی بود دائم به مخالفت های خودش ادامه می داد ،گفتم تصویب شده است، مخالفت های ایشان چه جایگاهی دارد؟ ولی با کمال تاسف بعداز اینکه من جلسه را ترک کردم دیگر کاری نداشتم چون تصویب شده بود. بعد دبیر کمیسیون فرهنگی آمد گفت آقای رحماندوست! بعد از رفتن شما دوباره رای گیری کردند و این طرح رد شد! اصلا"خلاف قانون انجام دادند. آیین نامه داخلی مجلس قانون است، لذا یک اعتراضنامه ای نوشتم، که حالا یک هفته مجلس تعطیل شد ولی به رئیس مجلس دادم که آقا خودم در روز فلان در جلسه حضور پیدا کردم و تصویب شده . یک چیزی وقتی تو کمیسیون تصویب شده باشد اصلا" حق رأی گیری مجدد ندارند، هم در کمیسیو ن هم در صحن. نمی شود. گفت حالا یک بار دیگر رأی می گیریم ببینیم چه می شود؟

فاش: مجلس که با این خلاف آیین نامه هایی که در این چند روز اخیر شد...
- رحماندوست: حالا ما در این سطوح نیستیم ما کوچک تر نگاه می کنیم. آن خیلی سطحش رفت بالا. حالا منظورم این است که الان من یک چنین چالشی هم در مجلس دارم و در کمیسیون تخصصی که اشتباه هم داده شده کمیسیونش وتخصصش. به کمیسیون اجتماعی باید داده می شده، داریم چنین چیزی را. حالا منظور این است که اگر از سطح کمیسیون های تخصصی در بیاید و به صحن علنی راه پیدا کند آن وقت این پیشنهادات را می شود از قبل تدوین کرد، چاپ کرد و داد به صحن علنی وآن موقع بررسی اش کرد وزمینه های اصلاحی هم وجود دارد. ببینید یک مشکلی هم وجود دارد آقای مجتهد! و آن این است که در طول این سه چهار سالی که من رفتم مجلس، از آن اول دارند درباره تنقیح قوانین صحبت می کنند.
گفته می شود قوانین و مقرراتی که در این سی و پنج - شش ساله در ایران تصویب شده، چند ده برابر و چند صد برابر بعضی از کشور هاست. یعنی در طول آن سالهایی که مجلس شورای ملی بوده تا زمان انقلاب، تا این سی و چند ساله مثلا" ممکن است ما بیست - سی برابر که عددش را نمی دانم قانون تصویب کردیم. قانون زیاد تصویب می کنیم، حاصلش چیست؟ این(قانون) با آن (قانون) تعارض دارد، آن یکی با دیگری هم پوشانی دارد. لذا هر کسی می رود سراغ یک عده ای، آنی را می گوید که به نفع و صرفش است. متقابلا" از آن هم جوابی را می شنود که به نفع و صرف آن جواب دهنده است. بنا بر این یکی از دلایلی که شما می فرمایید قوانین را تصویب کنید و اصلاح کنید. پدرمان در می آید تا برویم سر قوانین را اصلاح وتصویب کردن. نه اینکه من قبول ندارم به این وقتی که این تازه فرضا" تصویب شد و رفت در دولت و دو سال هم مهلت داده شد و آنجا همه چیز امن و امان پیش می رود ... نه پدر کار در می آید . بیچاره ایم در این قوانین و مقررات . ولی از آن طرف اصلاح قوانین پدرمان را درآورده. یک کلمه در بند دال تبصره 9 قانون جامع است که نوشته بود در صورت اشتغال، حقوق حالت اشتغالش قطع می گردد، ما اگر یک نون بیاوریم سر آن «می گردد » و بشود «نمی گردد» یک سال از ما انرژی گرفته است.

- مجتهد: الان طرح خدمت رسانی همچنان مانده در هیئت رئیسه؟
- رحماندوست: هیئت رئیسه کجا؟
- مجتهد: مجلس. شما طرح خدمت رسانی را در 14 ماده تصویب کردید در کمیسیون اجتماعی.
- رحماندوست: بله متمم و مکمل خدمت رسانی در 14 ماده بیش از یک سال و نیم به طول انجامیدو آخرش هم هیچی.
- مجتهد: حالا خوب است که یک سر و صدای خوبی از شما هست حاجی. اگر نبود که باید مجلس را تعطیل می کردیم.
- رحماندوست: اما با فرض اینکه به گونه ی دیگری خلاصه دست تقدیر ما را بار دیگر به مجلس بیاندازد در دوره ی بعد بدون اینکه خودم سر سوزنی آمادگی که به یک کس بگویم که اسم من را در لیست بیاور. دور اول هم این کار را نکردم .بگذارید قیافه بگیریم برای عزت جانبازی. من در دوره ی اولم به احدی از این افراد جبهه متحد اصول گرایان که مارا در لیست نوشتند به هیچ کدامشان نگفتم اسم من را در لیست بنویسید. به هیچ کدام نگفتم. در طول این چهارسالی هم که در مجلس هم بودم پشت سرم پل ها را خراب کردم. هی رفتم آنجا نطق کردم یا مصاحبه کردم گفتم عضو هیج کدام از این فراکسیون های سیاسی مجلس نیستم. نه اصول گرایانم ، نه اصول گرایان رهروان ولایتم نه پایداریم نه فلان. الحمدلله به قدرت الهی طوری هم کار کردیم که این ها دور بعدی ما را در لیست نیاورند. باز هم اگر حرف هایی لیست شود نخواهم گفت که اسم من را در لیست بیاورید. آمادگی اش را ندارم از این ذلت ها بخواهم. اما به هر حال و به هر تقدیر ما رفتیم داخل مجلس و آن وقت در این فاصله ای که هنوز مجلس بعدی تشکیل نشده است ولی معلوم شده که چه کسانی می خواهند بروند آنجا، یکی دو جلسه به این شکل تشکیل بدهیم بحث های کلان ایثارگران را. چون ما را جان به جانمان کنند ایثارگرانی کار می کنیم، چون چیز دیگری بلد نیستیم. بنابراین برای دور بعد اگر به هر دلیلی مجلسی شدیم آن وقت آقای ساقی بانی بشوند، آقای مجتهد زحمت بکشند، دوستان دیگر زحمت بکشند از آن زمانی که اعلام می شود فلانی نماینده مجلس است، هر چه زودتر بیاید. این اوایل بیشتر امکان در نوبت آمدن و احیا کردن مصوبات کمیسیون های قبلی برای مجلس بعدی، یک سری از این موارد را کمک کنیم تا حسرت و افسوسی که حالا باید بخوریم که بگوییم کاری نتوانستیم انجام دهیم و دستمان خالی است را آخر دوره ی بعد کمتر بخوریم. البته یک کسی به شدت مخالف مجلس رفتن بنده است و آن هم عیال مربوطه است.

- مجتهد: خب حق وتو هم دارند...( باخنده...).
- رحماندوست: واقعا" من سنم 61 سال است . من از نظر بازنشستگی و کاری و این ها ...من از سال 57 یعنی چند ماه بعد از پیروزی انقلاب در یک کاری بودم، فقط از بعداز مجروحیت حدود یک سال و خرده ای دیگر نمی توانستم از خانه بیایم بیرون. درمانی بود. نقاهت بود. از بعد از آن دیگر داریم می دویم. اما در عین حال تکلیف و وظیفه چیز دیگریست. گفته می شود آقای موسوی اردبیلی وقتی رئیس قوه قضائیه بود رفته بود خدمت امام(ره) که اجازه بدهید من استعفا بدهم. امام گفته بود که هر وقت خواستید ما با هم استعفا می دهیم. وقتی امام و آقا پای کار باشند با این وضعیت هایشان. بنده ی خدا الان خود آقا شرایطش...
الا اینکه بگویند شمارا در لیست نمی آوریم. زیرا در تهران بدون لیست هم نمی شود. یا رأی نیاوریم، که نفس راحت می کشیم. عضویت هیئت علمی را هم من راحت کنار گذاشتم.
فاش: درمورد این طرح صحبت خاصی نیست ...
- رحماندوست: نه من تمام این ها را درنظر گرفتم در صورتی که اینها اگر توانستم این را از کمیسیون عبور دهم یک بحث کارشناسی ریزتر و جزئی تری که اینجا را چنین کن آنجا را چنان کن نیاز دارد. چون دیگر نمی رویم سراغ اینکه بگویم آقا طرح را پس می گیریم. دیگر این کار را نمی کنم. الا اینکه شما ها در فاش نیوز بگویید و داد و بیداد کنید که طرح را پس بگیرید ولی در صورتی که کار ادامه پیدا کند و بعد، از کمیسیون بگذرد به طرف صحن علنی برود، آن وقت می نشینیم ریز تر و جزئی تر که حالا چنین چیزی قبول شود. مانند این طرح برجام که قرار نبود اول تصویب شود. بعد از اینکه دیدند کلیاتش قبول شد یک عالمه افراد نشستند و حدود دویست پیشنهاد تهیه کردند که آنهم اصلا" هیچ کدامش نشد.

فاش: آقای مجتهد موارد اصلی را شما بفرمایید.
- مجتهد: باز بگویم که من عادت ندارم در بحث قوانین... چون بار مالی که بحث می شود جزء وظایف ماها نیست. دعوائیست بین نمایندگان و شورای نگهبان و حالا دولت اگر بخواهد نماینده ای داشته باشد.
فاش: در رابطه با ساماندهی قوانین ایثارگران اگر نقطه نظری دارید بفرمایید.
- مجتهد: اهدافی که در ابتدای این طرح آمده جالب است که دراغلب طرح هایی که به صورت کلی می آید همین هدف ها را ذکر می کنند، یعنی این اهداف جزء لاینفک طرح های ایثارگری شده است. قانون جامع را هم که می خواستند ارائه دهند می گفتند تجمیع قوانین متفرق و فلان...
- رحماندوست: من خودم اینجا نوشتم بدون اینکه به شما بگویم، من نوشتم که با کار فرماییِ معاون قوانین مجلس از مثلا" آقای مجتهد و همکارانشان بخواهیم این کاری که معاون قوانین قرار بود انجام دهد، تنقیح قوانین ایثارگران و اصلاح آنها را، به گونه ای که دیگر نیازی به این طرح پیدا نشود، بخواهیم.
- مجتهد: بعداز آن داستان که پیش آمد دیگر رابطه ام را با مجلس قطع کردم.
- رحماندوست: کدام داستان؟
- مجتهد: البته جلسه می گذارند بچه های معاونت برای برخی استعلام ها گاهی اوقات مامتن هم می نویسیم برای معاونت قوانین که مثلا" این را اینطوری تنظیم کنید. ولی خب می دانید که در آن جلسه مجمع، آقای عزیزی گفت ما حکم آقای مجتهد را هم زدیم به عنوان مثلا"مشاور. بعد ، آن داستان ها پیش آمد که اصلا" خبر هم نشد، به عنوان مشاور کمیسیون اجتماعی. یک حسی هست که به هرحال شایددوستان خیلی تمایل نداشته باشندبیاییم کمیسیون.
- رحماندوست: حالا شاید به دور بعد خورد و معاون قوانین عوض شد.
- مجتهد: معاون قوانین ما چه کار داریم به عوض شدنش. لذا این بحث تفحص هم باور کنید فقط بخاطر آقای خجسته ورود پیدا کردم. آن هم ، بعد به شما بگوییم که چه جنایتی کردند بعضی ها از اعتبار آقای خجسته. آن هم فقط بخاطر اینکه دیدم تنهاست ماندم. وگرنه اصلا" نمی ماندم بدون تعارف. چون می دانید، شما هم بالاخره بدانید5 یا 6 کمیته تصویب شد. قرار شد که فقط یک تیم دست ما باشد. سرِ تیم یک موضوع فقط باشیم. باور می کنید تمام آنهایی که سر تیم بودند یک ساعت هم کار نکردند و همه در بنیاد مسئولیت گرفتند؟!
- رحماندوست: من هم یکسری ناگفته هایی دارم که فکر می کنم تا آخر ناگفته بماند. به همین علت دخالت کردم.
- مجتهد: طرف سرپرست هیئت بود از جانب مجلس. الان رفتند شدند مدیر یکی از فاسد ترین شرکت های سازمان اقتصادی کوثر.
فاش: خودش؟
- مجتهد: بله خودش. آن یکی رفت شد مسئول فلان ، آن یکی رفت شد معاونت فلان ، آن یکی رفت شد مدیر روابط عمومی فلان جا. ما دیدیم همه پریدند. یعنی هر کس که آمده بود کار بکند فقط رزومه ی حضور در تفحص به همه جا ارائه دادند! این نشان می دهد دستگاه های اجرایی خیلی قوی تر از دستگاه های نظارتی هستند، می دانند به قول معروف مشکل خودشان را چطور حل کنند.
- رحماندوست: اگر نکته ومسئله عمده ای دارید بگویید.
- مجتهد: یک بحث عمده ای که هست آقای دکتر! من فقط تند تند می گویم، در بحث مقدمه ی توجیهی، آن چیزی که به عنوان مقدمه توجیه کنند طرح غالبا" مقبول نیست بحث هایش. ریز جزئیات را می گذاریم جلسه بعد. در اهدافی که ذکر شده بحث عدالت در توزیع با این طرح ایجاد نمی شود. من متعجبم این اهداف چطوری محقق می شود. حالا کمک موثربه ساماندهی این ها ، فقط تقریبا" یک چیزی است که مقدمه ی همه ی طرح ها می آید ولی وقتی وارد جزئیات شویم چیزی محقق نمی شود. معیار امتیاز بندی که از ماده یک شروع شده است اصلا" معلوم نیست ملاکش چیست. این نوع امتیاز بندی خودتان به بخشی از آن اشاره کردید که مثلا" یک رزمنده با یک آزاده ، من به هیچ وجه حاضر نیستم یک ماه آزاده را با یک ماه رزمنده یکی بدانم. اصلا" معنایی ندارد. من حتی معتقدم که یک ماه آزادگی از یک درصد جانبازی مثلا" خود من ارزشش بیشتر است، خودم را می گویم. حالا آنهایی که ضایعاتشان جدی تر است را نمی گویم. لذا ملاک مشخصی ندارد، معلوم نیست این ملاک ها چطوری پیش بینی شده است.

سیستم زمان بری در طرح پیش بینی شده است. این سیستم خود به خود باعث می شود که در قوانین قبلی مشکل درست بشود ودر قوانین بعدی چالش به وجود آید. همین شش ماه و دوسال و اینها. در بحث ماده3 که بنیاد شهید مکلف است ، این تحقق اش بعید است. بنیاد شهید به شدت مخالف با این قضیه است. اگر خود بخود قانون بشود مثل بلایی که برسر قانون جامع آوردند، سراین هم می آورند. لذا سیستمی که بتواند این دستگاه را مکلف کند وجود ندارد. ما یک مشکلی داریم در نظام؛ قانونی خوب است که خوب اجرا شود. خیلی بررسی کردم که پیدا کنم چون نگاه کنید دستگاه های اجرایی راحت هیچ قانونی را اجرا نمی کنند. یکی هم نیست که بگوید چرا اجرا نمی کنید. می گویند بروید شکایت کنید، برداشت ما این نیست. من در دستگاه دارم حقوقم را می گیرم و نشستم و کاری هم نمی کنم. این بنده خدا باید هزینه کند راه بیفتد یک سال در دیوان و ماده 16 و این طرف و آن طرف، آن وقت معلوم نیست رأی بگیرد یا نگیرد. بعد بیاید تازه بگویند ما اعتراض کردیم به رای شما. این چرخه را حتما" دیده اید.
نامه خودتان را به آقای میرزایی ببینید چقدر بازی دادند، چقدرنامه برای آقای میرزایی نوشتید برای بحث تبصره 2 ماده 39 ، نوشتند حق بنیاد یک چیز است، چیز دیگری گفته است باز یک سوال دیگر کرده است. این نشان دهنده این است که نظام اداری ما پایبند چیزی نیست، اگر بخواهد سرگردان کند هم مجلس را سرگردان می کند هم مراجعه کننده را. این در قوانین نیست آقای دکتر. برای آن یک فکری بکنید. اگر به واسطه عدم اجرای مجری ، ضرر و زیانی متوجه من شد چه کسی باید جبران کند این ضرر و زیان را؟ آقا من سه سال دویده ام، بعد از سه سال محقق شده این حقم. این سه سال که دویده ام این مجری ،مسئول یا معاون مانع این حق بوده است. چرا در مقابل قانون نباید پاسخگو باشد؟ چطور منِ مراجعه کننده اگر بروم و یک توهین بکنم 6 ماه حبس برایم زده اند، اگر من بروم پیگیری بکنم از من شکایت می کنند آن هم رایگان از بیت المال، ولی من این حق را ندارم از این آقا شکایت کنم؟!
فاش: در واقع این به پاسخگو نبودن دولت برمی گردد.
- مجتهد: بله این خیلی بد است. تورا به خدا یک چیزی را وضع کنید که اگر مثلا" بعد از مدتی مشخص شد - تازه بعد از مدتی که مشخص شد - خیلی هم بخواهند لطف کنند می گویند معوقه اش را می دهیم. معوقه با کدام حساب؟ با حساب 3 سال پیش. مثلا" اگر پاداش من را همان 94 بدهند تا 98 چقدر فرق می کند؟ می آیند 98 می دهند و هیچ کس هم نیست بگوید چرا؟ اگر توانستید روزی به این برسید که قانونی وضع کنید که اگر دستگاههای اجرایی کوتاهی کردند یا حقی از بین رفت، شخصِی یا دستگاهی مسئول باشد. وقتی نیست تمام قوانینی که شما وضع می کنید می رود در چالش.

فاش: بحث نظارتی مجلس هم اساسی است.
- مجتهد: خب یک سری کلی گویی مثلا"در ماده 4 هست که حالا بحث در این باره خواهیم کرد. دوتا جدول را که بررسی می کنیم معادل سازیها مبنا ندارد و معلوم نیست روی چه استدلالی این مبناها گذاشته شده است. وابستگان چرا در درون ایثارگران در جدول بیایند؟ نگاه کنید ما یک بحث اساسی هم که داریم، ما چهارگروه ایثارگر داریم: شهید ، جانباز ، آزاده و رزمنده. بقیه وابسته به این ها هستند. اینکه تلفیق می کنیم در جدول، مبنایی ندارد. روی چه حسابی من بیایم امتیاز بدهم بعد وابستگان آنها را جزو ایثارگران بیاورند. چون طرف ایثارگر است به عنوان همسر و فرزند می توانند استفاده کنند. ما باید این را قائل شویم. ما چهار نوع ایثارگری داریم در کنار آن وابستگان به ایثارگری داریم. تداخل این ها در جدول و عنوان ایثارگری دادن به این ها موضوعیت ندارد.
- رحماندوست: فرزند شهید را به عنوان ایثارگر می توانیم وارد کنیم.
- مجتهد: در قانون نداریم.اگر بخواهید الان باید این کار را بکنید. اینها را به عنوان خانواده شاهد تعریف کردیم.
- رحماندوست: مقدمه ی سیاست های کلان نظام الحاقی از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی در اسفند 89 درمقدمه اش نوشته است این برای ایثارگران در پرانتز اعم از شهید ، جانباز، آزاده و خانواده های ایشان. این مقدمه ی سیاست های کلان است.

فاش: ما تا حالا این طور می دانستیم که خانواده شهدا هم ایثارگر هستند.
- مجتهد: در قانون، ما یک وابسته و یک ایثارگر داریم. تا به حال هم همه ی این ها به عنوان وابسته بوده اند. ایثارگر یعنی چه؟شما ایثار را که تعریف کرده اید در مجلس هم تعریف شده است اگر همه این ها را بهم بزنیم....
- رحماندوست: وقتی فرزند از 6 ماهگی تا 30 سالگی بی پدر زندگی می کند ایثارگری نیست؟ ایثارگری القاء شده ولی خودش نرفته است دنبالش.
- مجتهد: در این که شکی نیست.
فاش: اگرایثارگری را یک امرانتخابی و اختیاری بدانیم...
- رحماندوست: حضرت آقا می گویند همسران جانباز کمتر از خود جانبازان نیستند.
- مجتهد: بله این تعریف فرهنگی منطقی است. ولی من می خواهم بگویم شما باید تمام تعاریفی که در مجلس داشتید را بهم بزنید. اینها وابسته هستند به قول معروف آورده اند برادر و خواهرشهید. شما همه را در طرح آورده اید.
- رحماندوست: من فقط فرزند شهید را آورده ام در این طرح. من فقط گفتم فرزند شهید 70 درصد یعنی معادل جانباز 70 درصد. برادر و خواهر شهید را هم مثلا" می گوییم 10 الی 15 درصد.

فاش: آقای دکتر مخصوصا" خواهر و برادر شهید را اگر بیاورید آن وقت همسایه جانباز هم ادعا می کند. برادر و خواهرشهید چه سنخیتی دارند. بله، پدر ، مادر و فرزند درست است.
- مجتهد: ما وقتی می گوییم خانواده شهید تعریف کرده ایم برای این ها یک ارزش گذاری شده است.
- رحماندوست: ما حضرت زینب را ایثارگر می دانیم در صورتیکه خواهر شهید است. اگر این ها را تفکیک کنیم یعنی ناتنی به آن ها نگاه کرده ایم، در صورتیکه آنها تنی ترین افراد هستند.
مجتهد: نکته اینجاست ، فرزند شهیدیست که رزمنده هم هست 70 درصد که خودش دارد، 30 الی 40 ماه هم جبهه دارد در جدول چهارم و کارت طلایی قرار می گیرد و می شود بین 71 تا100 ؛ چون ما خیلی از بچه های شهدا را داریم که جالب است جانباز رزمنده و فرزند شهید هم هستند. این قطعا" امتیازش خیلی بالا است و از 100 هم بالاتر می رود.
- رحماندوست: مورد داریم که یک فرد خودش 4 قشر ایثارگران است ، رزمنده است، جانباز است، آزاده و فرزند جانباز هم هست!
- مجتهد: خب کم هستند ولی خب هست ،من می خواستم این را تطبیق بدهم با جدول دومتان ، شما می خواهید به کارت طلایی ها حقوق بدهید، حقوق هم جز تسهیلات است پس باید به همه این ها حقوق بدهید، با هم جور درنمی آید. شما نگاه کنید خانواده سرپرستش را از دست داده است. باید معیشتش تأمین بشود. این دو تا جدول خیلی ایراد دارد. کنار هم بگذارید دائم مثال می زنم بعد مشخص می شود. مثلا" نکته اول را می گوییم می گویید نه این ها ایثارگر هستند. خب باشد می خواهید ایثارگر کنید، تمام تعاریفتان را بهم بزنید بعد با جدول پایینی چه کار می کنید؟ همه می شوند کارت طلایی ، غالب فرزندان شهدا می آیند در کارت طلایی، باید حقوق بدهید، مسکن بدهید، همه ی امکانات را بدهید.

- رحماندوست: می دهیم دیگر. آن دیگربا نظام است. 8 سال جنگیده اند ،رزمندگان زیادند ولی زیادی که نیستند.
- مجتهد: شما نگاه کنید الان هدف اصلی در این طرح چه کسانی را گفتید؟
رحماندوست: رزمندگان.
- مجتهد: غالب رزمندگان. البته یا شما حجم گروه چهارم و کارت طلایی تان بشدت متراکم می شود. این را بگویم چون شما آمار گیری هم نکرده اید ولی من همین طور ذهنی حساب می کنم اغلب می آیند در گروه چهارم یا کارت طلایی. باز رزمنده هایی هستند که باید پایین تر قرار بگیرند چون رزمنده ها غالبا"متوسط جبهه شان 30 ماه است یا سی و خرده ای.
- رحماندوست: 20 است.
- مجتهد: شما می گویید 20 است ، یعنی شما اگر متوسط رزمنده ها را 20 بگیرید غالب آن ها را در نوع اول گذاشته اید. یعنی باز به آن هدف نمی رسید. شما تحقیقا" دنبال چه چیزی بودید در این برنامه ، رزمنده؟ ولی گروه های بعدی را اضافه کردید و نوع سوم و چهارم را به شدت بردید بالا، تمام جانبازان با درصد های حداقل 50 درصد به بالا به صورت قطع در کارت طلایی قرار می گیرند چون این ها اغلب جبهه را داشتند. اغلب همه آزاده ها در این گروه قرار می گیرند. لذا باز هم شما به رزمنده در طرح توجه نکرده اید.
فاش: ما در اینجا از شما عزیزان قول گرفتیم که یک باردیگر در خدمتتان باشیم، جلسه ای بگذاریم تا این طرح آسیب شناسی بشود. از اینکه تا اینجا وقت گذاشتید ممنون و سپاسگزاریم.
من آنچه شرط بلاغ است به تو می گویم