طبق معمول ساعت 4 بعد از ظهر فصل پائیز در محوطه 5 – 5 تا برای آمار نشسته بودیم البته در اردوگاه 12 قسمت اول (بقول عراقیها قاطع حرس خمینی) در حین آمار از صف آسایشگاه یک -  یکی از اسرا با پای شکسته و پلاتین  با صدای بلند فریاد زد مرگ بر صدام ضد اسلام

 با گفتن این شعار عراقی ها  به طرفش رفتند و دو سه نفری او را بلند کردند و به زمین کوبیدند و با زدن مش و لگد او را به زندان انفرادی بردند و کلیه بچه ها هم همه عجیبی را بوجود آوردند و تعداد زیادی از عراقی ها با کابل و باتوم همه را به داخل آسایشگاه فرستادند چند روز بعد بچه ها گفتند این آزادمرد در انفرادی اعتصاب کرده  و چیزی نمی خورد و با آب قند به زور به او غذا می خورانند که به علت بیماری  او را به بغداد بردند و پس از حدود یک ماه به اردوگاه برگرداندند