مدارس شاهد نیاز به بررسی دارد
سخن اینجاست اگر آموزش و پرورش نتواند هویت راستین آدمی را بارزسازد پس به چه درد می خورد. اعتماد کردن خوب است ولیکن ارزیابی بهتر از آن است. دریک بررسی ساده خواهید فهمید که چگونه مدارس شاهد ازلحاظ آموزشی در مرحله بدوی قراردارد که تنها وظیفه خود را در تربیت فرد به عنوان عضو خوب برای گروه یا قبیله خود می داند و در این مدارس به هیچ عنوان نشانه ای از آموزش اندیشه کردن و داشتن منطق درست نیست که عدم قبولی دانش آموزان این مدارس در المپیادها موید همین مطلب است. دبیران نیز تنها بعلت روابط نه ضوابط وشایستگی وارد مدارس شاهد می شوند .
مدیران که بایستی در جهت رشد وپویایی برنامه های آموزشی قدم بردارند نقش یک مشاور را دارندکه شخصا" به مسائل رفتاری دانش آموزان می پردازند و برای مطرح شدن تنها بدنبال برنامه های پرورشی فاقد استراتژی کارآمد هستند.
پایین بودن درصد قبولی با توجه به سهمیه فرزندان شاهد دررشته های خوب دانشگاهی بیانگر موضوع فوق است. مگر تفاوت غیرانتفاعی ها با مدارس شاهد چیست ؟آیا جزدر داشتن یک برنامه و چشم انداز درست است و این خیانتی بیش نیست که در حق این افراد اعمال می شود. فرزندانی که امانت های گرانقدر در دستان ماهستند و برجامعه حق دارند ولیکن ما با کم کاری و تنبلی خود به گونه ای رفتارمی کنیم که بسیاری از عزیزان شاهد حتی نمی توانند از امتیاز سهمیه که این همه در بوق و کرنا دمیده می شود بهره مندگردند.
درهر حال گلایه در این خصوص زیاد است و با توجه به نزدیکی زمان امتحانات کنکورسراسری زمان نیز کم است. عاجزانه درخواست رسیدگی داریم .
من آنچه شرط بلاغ است به تو می گویم