هر وقت شهدا را می آورند فکر می کنم جنازه من هم با آنها همراه است با خودم می گویم چرا جنازه ام را پیدا کردند ؟ چرا جنازه ام را بدوش می کشند؟  مگر من چه کاری برایشان انجام دادم ؟ چرا برایم این همه شلوغ شده و برایم اشک می ریزند ؟ چند دهه پیش یک جنگی اتفاق افتاد و تمام شد الان دو کشور با هم دوست هستند و انگار اتفاقی نیافتاده چرا من را بالای دست گرفتند؟  و چرا های دیگر

و من به دنبال شهدای همیشه جاودان می روم و گریه می کنم و با آنها به قبرستان شهدا رفته و  دفن می شوم

این یعنی ای کاش در فاو به اسارت نمی رفتم و  شهید می شدم و جنازه ام مفقود می شد تا هر روزه در این دنیا بمیرم و زنده شوم حتما لیاقت نداشتم و در این دنیا بایستی زنده بمانم و امتحان شوم  .

مدیروبلاگ آزادگان ولایتمدار