نامه ای سرگشاده خدمت مسئول محترم بنیاد کل جانبازان کشور
جناب آقای مسعود زریبافان
سلام علیکم بما صبرتم ونعم عقبی الدار
ضمن تبریک ایام رجبیه و ولادت حضرت امیرمومنان یعسوب الدین علی ابن ابیطالب علیه آلاف التحیة و السلام و حمد و ثنای خدای منان و درود و صلوات محضر رسول اکرم صلی الله علیه وآله و ائمه اطهار علیهم السلام و علو درجات امام امت و شهداء و سید اسراء ابوترابی عزیز و شهداء آزاده و سلامتی آقا امام زمان روحی فداه و سلامتی رهبر معظم انقلاب ولی مطلقه فقیه خامنه ای کبیر:
اینجانب مهدی وطنخواهان اصفهانی جانباز 60 درصد با سابقه اسارت 97 ماهه و 12 ماه سابقه جبهه که خداوند این توفیقات خود را شامل حال این حقیر نمود سخنی باشما دارم که امیدوارم تا آخر این کلام را شنیده و بعد از تفکر در مورد سخنان تأمل کنید.
جناب آقای زریبافان؛ اینکه بنده که بودم و از زمانی که خود را شناختم و در قبل از انقلاب در سنین 10-12 سالگی با امام عزیز آشنا شدم و.... بماند اینکه قبل از انقلاب اقدام به پخش شب نامه و نوارها واعلامیه های امام می کردم بماند. اینکه در روز 5 آذر بااعلام امام بعنوان بسیج بنده با لباس خاکی در سرکلاس درس حاضر شدم و مورد تمسخر بعضی از همکلاسی ها قرار گرفتم بماند. اینکه در سن 16 سالگی جهت اعزام به کردستان اقدام کردم بماند . اینکه بنده در سن 17 سالگی (سال60) به جبهه رفتم و 12 ماه درجبهه ها حضور داشتم و در دارخوین مدت حدود 8 ماهی بعنوان یک بسیجی دیده بان 5 آتشبار توپخانه ارتش شدم با سن کم بماند. اینکه در سن 18 سالگی و درحمله رمضان؛در حالیکه مجروح شده بودم به اسارت درآمدم . اینکه در موقع اسارت بنده را که بیهوش شده وتصور دشمن بر فوت بنده بود و بر روی ماشین حامل شهداء جهت دفن به بیرون بصره منتقل می کردند و لطف خدا بود که در بین راه بهوش بیایم و به بیمارستان منتقل شوم. اینکه مدت یک ماه وهشت سال از بهترین دوران زندگیم را در اسارت بسر بردم.اینکه مفتخرم در دوران اسارت نامه ای محضر مقام معظم رهبری با عنوان دائی علی رئیسی (آن هنگام رهبر معظم انقلاب رئیس جمهور بودند) نوشتم. اینکه افتخارم خادم اسراء بودن در اسارت ودر موصل 4 در کنار میدان فوتبال و ... و بعد از اسارت در مجموعه آزادگان (مسئولین ستادهای بنیاد اصفهان بخوبی مرا می شناسندمنطقه یک و دو) واینکه بعد از آزادی افتخار داشتم که پدر شهیدان زین الدین به دیدارم بیایند. واینکه هم اکنون افتخار هم نشینی و مراوده با علماء دین را دارم و ............ بماند.که هستند آزادگانی که گمنامند و در ملکوت جایگاهی بس رفیع دارند و هستند کسانی والاتر و بالاتر از این حقیر که بهترین گوهر زندگی خود را یعنی جان خود را در کف اخلاص نهادند (شهداء و از جمله پسرعموی اینجانب و...) هستندو بنده حقیر درمقابل عمل آنان سر سوزنی در میان اقیانوس ایثار آنانم.
جناب آقای زریبافان؛ سال 68 یکسال قبل از آزادی ما نطفه ماده قانونی 13 بسته شد. وقتی ما پای در جبهه گذاشتیم نه حرف از درصد جانبازی بود نه حرف از حق پرستاری بود نه حرف از ...... و وقتی آزاد شدیم بسیاری از ما از این ماده قانونی نه سر در می آوردیم نه دنبال آن بودیم . تا اینکه حدود 2 سال قبل امتحانی عظیم و فتنه ای بس سخت شروع شد(کن فی الفتنة کابن اللبون لاظهر فیرکب و لاضرع فیحلب). اینکه بایستی حقی پس از 20 سال اداء گردد یک طرف مطلب است و اینکه بودجه دولت کفاف نمیداد یا میداد یک بحث دیگر؛ اما چیزی که بسیاری از ما را از درون سوزاند این بود ، چنان اجرائی شدن این ماده قانونی در بوق و کرنا شد که گویا میخواهند حقی را از حلقوم ملت در آورده و در سفره ما بنهند!!! متاسفانه ضعفی که دستگاه بنیاد با آن روبرو است و شاید در دولت نیز شاهد آن هستیم این بود که اطلاع رسانی صحیح و به موقع نمی شد. از طرفی هرکسی جسته و گریخته چه از کارگروه آزادگان چه مشاور و یا نمایندگان بنیاد و چه از افراد دولت از جلساتی که برگزار می شد سخنی و صحبتی را به خارج از جلسه درز میدادند و مصوبات و تصمیمات جلسات را با نظر شخصی خودارائه می داند ولذا برای آزادگان عزیز شبهات و اشتباهاتی فرض میشد. سخنانی که هنوز تصویب نهائی نشده بود یا لااقل از نظر اجرائی شدن هنوز نهائی نشده بود باعث این اختلافات و سخن پراکنی ها می شد. و دراین میان همه مقصر بودند هم دولت محترم هم بنیاد هم افرادی که این خبرها را به صورت پیامک و یا وبلاگ به دیگران می رساندند. دراین میان آزادگانی که احساس خطر کرده بودند و به واسطه همین اطلاع رسانی های ناصواب و خبرهای ناقص حق خود را پایمال می دیدند اقدام به تجمعاتی کردند که در همان موقع بنده با این تجمع ها مخالف بودم و در همین راستا اقدام به پیامک دادن به دوستانی که مرا تشویق به حضور در تجمع می کردند کرده و آنان را منع میکردم ؛ دلیل خود را هم امکان سیاه نمائی و استفاده ابزاری برعلیه نظام و ولایت مطلقه فقیه میدانستم. دراین راه نیز بسیار شماتت ها و نامهربانی ها از دوستان آزاده دیدم و به جان خریدم.
جناب آقای زریبافان؛ تلاشهای شما در حد خود وهمچنین آقای احمدی نژاد رئیس جمهور و همچنین کارگروه آزادگان با نواقص و کم و زیادهایش که به سرانجام رسید قابل تقدیر و تشکر است. اما این را فراموش نکنید که همین اطلاع رسانی ناقص و گاه و بیگاه قضاوتهای زود و... باعث شد بعضی از دوستان به شما و یا دولت و یا کارگروه و حتی بعضا افراد هیچ کاره ای مثل بنده حقیر لطف داشته و نسبت هایی دهند منتها کاش میشد کتابی در مورد مدیریت و اثرات وتبعات آن نگاشته می شد تا همگی مطالعه می کردیم که هرکس خربزه خورد باید پای لرزش هم بنشیند. منتها متاسفانه 33 نفر از آزادگان بعنوان افراد اغتشاشگر و نفوذی و جاسوس!! معرفی شدند و حسابشان مسدود شد.بدون اینکه در نظر بگیرند که این 33 نفر دارای زن و فرزند هستند. پس اشتباه آنان را به نام دیگران هم نوشتند( طبق احکام صریح الهی ؛ گناه فرزند به پای پدر و گناه پدر به پای فرزند نوشته نمی شود) در میان این 33 نفر نیز نام یکی از دوستان را مشاهده کردم که ساکن مجموعه ما بوده و در هیچ تجمعی هم شرکت نداشته است . لذا فهمیدم که کسانی متاسفانه بدون شناخت افراد و با اعمال سلایق خود اقدام به این کار کرده و احتمالا شما نیز از این جریان بی اطلاعید یا لااقل از سوابق افراد و شناختی از آنان نداشته و صادقانه به این اشخاص اطمینان کرده اید.
جناب زریبافان؛ بنده در طول عمرم الحمدلله فردی رک بوده و تملق گو ومجیز گوی کسی نبوده و الحمدلله نیستم. از طرفی دوست ندارم برداشت اشتباه یا درست خود را در دل نگه داشته و یا در نزد دیگران واگویه نمایم.
بنده در بسیاری از امور هم از جناب آقای کریمی مشاور حضرتعالی مشورت می گرفتم و حتی بعضا مزاحم ایشان شده و مشکلات بعضی از آزادگان را با ایشان درمیان می گذاشتم . تا اینکه در تاریخ 7 خرداد امسال از یکی از دوستان شنیدم که نام بنده نیز به اسامی 33 نفر اضافه شده است و متهم!! به ...... شده ام.
بلافاصله به حراست بنیاد کل اصفهان مراجعه کردم و متاسفانه چیزهایی به بنده نسبت داده شده که در ذیل به تفصیل عنوان می نمایم:
1- ارسال پیامکی مبنی براینکه بنده به دیکتاتور عراق ..... اقتدا میکنم و... آلخ که اینجانب این ادبیات را سخیف و کثیف دانسته و هیچگاه از این ادبیات استفاده نمیکنم چون شأن یک ایثارگر(بالاخص یک آزاده) را والاتر از این حرفها می دانم.
2- شرکت در تجمع را کلا منکر شده ؛ چرا که در مرحله اول تجمع بنده در ایران ولی با ارسال پیامک دیگران را نیز از رفتن منع کرده و در مراحل بعدی اردیبهشت تا مرداد 90 بنده در مکه بوده هم چنین مجددا بهمن تا اردیبهشت 91 را نیز در مکه بودم
3- جناب کریمی (که قبلا با لحن ملایمتر و دوستانه ای با بنده صحبت می کردند) با عتاب و عصبانیت و شتابزدگی بنده را متهم به درج کامنتی در یکی از وبلاگها کرده که به نظر ایشان توهین به شما بوده است!!!
الف3- با عرض معذرت از محضر ایشان(کریمی) عنوان نمایم که ظاهرا ایشان فاقد سواد اینترنتی بوده و اطلاع ندارند که میتوان با باز نمودن قسمت نظرات و درج نام خود ایشان بنام عبدالله کریمی و درج توهین و اهانت و ناسزا به شما یا حتی مقام عظمای ولایت براحتی ایشان را نیز در مظان اتهام ضد ولایت یا ضد زریبافان قرار داد.
ب3- همچنین میتوان به راحتی با کپی کردن مطلبی از وبلاگ یا سایت دیگری و اضافه نمودن جملات سخیف و کلمات کثیف و رکیک به آن در قسمت مطلب جدید به راحتی مطلبی را به شخص وبلاگ نویس نسبت داد .
ج3- حتی به راحتی میتوان در بند الف3 با زدن دگمه ویرایش به نظرات شخص نظردهنده جملاتی را اضافه یا کسر نمود و بعنوان نظرات شخص در دید عموم گذاشت.
لذا از حضرتعالی درخواست دارم کسانی که پیگیر موضوع از طریق وبلاگها و سایتها هستند را به یک دوره آموزشی فرستاده تا از اینگونه برخوردها و خدای ناکرده بدبین کردن آزادگان نسبت به مسئولین و یا خدای ناکرده نظام وولایت جلوگیری شود.
نصیحتی برادرانه به شما:نظر بسیاری از برادران درمورد اسامی این 33 نفر (فارغ از اسم بنده ) این است که ممکن است افرادی بخواهند بچه های ایثارگر را در مقابل نظام و ولایت قرار دهند . دوستان با توجه به کشیده شدن این موضوع به بعضی از روزنامه ها و جهت دار شدن آن این را حرکتی توسط دشمنان داخلی و معاندان با نظام و ولایت میداند ؛ لذا بجاست حضرتعالی در مشورت گرفتن از حتی مشاور خود که متاسفانه کمی در قضاوت عجله می کنند تامل کرده و با افراد نیز بصورت تلفنی یا حضوری مصاحبتی داشته باشید. فلذا کاش این سوء تفاهم ها بین خود جامعه ایثارگری حل می شد و پای دیگران به این مسئله کشیده نمیشد.
کلام آخر؛ پا در میانی اطلاعات (با توجه به ادعای دوستان مطلع به بنده که تلفن ایشان و فلان وبلاگ تحت نظر اطلاعات است) جهت پیگیری موضوع 33 آزاده درمورد توهین به شما ؛ از نظر آزادگان و مردم عزیز که این موضوع را شنیده اند جز بدبینی به نظام و ترس از انتقاد و مقایسه کردن با نظام ستمشاهی چیز مثبتی عاید ما نمی کند (البته بنده اعتقادی به درمیان بودن پای اطلاعات نداشته و ندارم چرا که شأن وظائف اطلاعات بالاتر از این حرفهاست و آنان بایستی به دنبال دشمنان انقلاب ونظام باشند و هیچگاه سنگرداران جبهه اسارت از نظر اطلاعات دشمن محسوب نمیشوند چرا که پاره تن نظام هستند)
با تشکر خادم الاسراء وطنخواهان اصفهانی مهدی
رونوشت:
- دفتر مقام معظم رهبری
-دفتر ریاست محترم ریاست جمهوری
-دفتر ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
- دفتر ریاست محترم قوه قضائیه
-ریاست محترم وزارت اطلاعات حجت الاسلام مصلحی
به نقل از وبلاگ خادم الاسرا
من آنچه شرط بلاغ است به تو می گویم