نهج البلاغه خطبه 87 : دیگری هست که خود را عالم نامید ولی عالم نیست بلکه جهالت هایی را از نادانان و ضلالت هایی را از گمراهان برگرفته و با طناب فریب و دروغ  دامهایی ساخته و بر سر راه مردم انداخته  حق را بر پایه هواهایش تفسیر می نماید مردم را از حوادث بزرگ ایمنی می دهد و گناهان کبیره را سهل و ناچیز می نمایاند .

در شبهه ها قرار گرفته  و می گوید از شبهه  می پرهیزم . در بدعت ها آرمیده و می گوید اهل بدعت نیستم ظاهرش ظاهر انسان است و دلش دل حیوان یا هدایت نمی شناسد تا آن را پیروی کند و باب کوری را نمی داند تا از آن دست بردارد. او مرده ای است در میان زنده ها.