دشمنان داخلی و خارجی
اگر این مسئولین می توانستند خود را در بین دشمنان و دوستان خود به تفاهم نسبی برسانند مدت مسئولیت آنها بیشتر می شد ، اما اگر یک جانبه برخورد می کردند از طرف عراقیها و یا از طرف خودیها فشار بر آنها وارد می آمد و برکنار می شدند و این بستگی به مقاومت عراقیها و خودیها داشت و از طرفی گروهی بودند که می خواستند آب را گل آلود کنند و سودهایی ببرند کار دشمن واضح و روشن بود که دشمن ماست و برخورد با آنها مشخص بود، مانده بود کارمسئولین و کسانی که سوء استفاده می کردند که بایستی جلو آنها گرفته شود و این کار بسیار سختی بود اما با شناختی که از آنها پیدا می کردند اجرای قانون اردوگاهی بود که اگر کسی از این مسئولین و سودجوها خللی بوجود می آوردند طبق قانون اردوگاه آنها را به اشد مجازات تنبیه می کردند که در اردوگاه 12 تکریت و 18 بعقوبه بوجود آمد و این ترس و وحشت در بین مسئولین و سودجوها باعث می شد که اسرا از آرامش نسبی برخوردار شوند.
من آنچه شرط بلاغ است به تو می گویم