وقتی آمریکایی ها ، عراقیها را لخت می کردند!
من را به یاد زمانی که در سازمان امنیت عراق ( استخبارات ) می انداخت که ما را لخت کردند و حتی شورت ما را درآوردند و با شلاق می زدند و یا اولین روزی که ما را به اردوگاه 12 تکریت بردند برای نظافت بصورت 3 نفره در دوش یک نفر آن هم بدون شورت فرستادند وبعد از بیرون آمدن با شلاق به بدن خیس ما می زدند و ما در آن زمان زجه می زدیم و نفرین می کردیم که انشاالله سزایش را ببینند
واقعا این نفرین ها جواب داد که مدت کوتاهی همان بلا بر سرشان آمد
من همیشه می گویم چوب خدا صدا ندارد ، دیر یا زود دارد اما سوخت سوز ندارد
کسانی که حق مردم و شما عزیزان آزاده را پایمال می کنند و باعث فتنه در کشور عزیزمان می شوند رهبر عظمی ولایت و نظام این مملکت را زیر سئوال برده و باعث سوء استفاده دشمنان داخلی و خارجی و همچنین باعث سلب آسایش مردم می شوند با آه و نفرین مردم و شما عزیزان مانند چوب بی صدا خداوند بر سرشان وارد خواهد شد انشاالله
من آنچه شرط بلاغ است به تو می گویم