ماهای اول اسارت هم از عراقیها می ترسیدیم و هم از همدیگر
عراقیها همین عده را جزء مسئولین آسایشگاهها بکار می گرفتند و هر دفعه آنها اشتباهی مرتکب می شدند با شدید ترین تنبیه برکنار شده و کسانی را که مورد دلخواه آنها بودند مسئول می کردند از طرفی اکثر اسرا تا مدتی به هم اعتماد نداشتند چون در بین ما جاسوس زیاد پیدا می شد ولی بعد از شناخت صمیمیت زیادی بین هم بوجود آمد
و این صمیمی بودن باعث شد که در مقابل عراقیها ، جاسوسها و مسئولین آسایشگاهها به سطوح آمده و گروهی را تشکیل بدهند و در مقابل آنها ایستادگی می کردند و همین ایستادگی باعث شده بود که آسایش جاسوسان و مسئولین برهم بخورد و به نفع کلیه اسرا تبدیل شود این گروه طرح ضربتی را بوجود آوردند که شامل تمام اسرا بود و هر وقت درگیری که بین آنها بوجود می آمد با یک جمله ما آماده ایم تعداد زیادی اسرا از هر طرف برسر جاسوس یا مسئول آسایشگاه می ریختند و تا می توانستند او را می زندند
اما عراقیها چون این نقشه را فهمیده بودند هر چند ماه یک بار این گروه را شناسایی می کردند و پس از تنبیه های گوناگون آنها را به اردوگاه دیگر منتقل می کردند البته نه تنها در اردوگاه ما بلکه در تمامی اردوگاهها همین برنامه اجرا می شد هر چند به نفع تبعیدی ها و کسانی که در اردوگاه بودند چون تبعیدی ها با تجربه بوده و کتک خوری ملسی که داشتند و اگر چند مدت کتک نمی خوردند انگار فکر می کردند در مقابل دشمن عراقی و دشمنان داخلی ایستادگی نکنند اجر اخروی نسیبشان نمی شود
یکی از اسرا میگفت ما برای کتک خوردن از هم سبقت می گرفتیم و اگرعراقی می گفت چه کسی کتک می خواهد از هم جلو می زدیم نه اینکه ، عادت به کتک خوردن داشتیم بلکه می خواستیم برادر و هم اسارتی ما کتک نخورد
اما حالا اگر هم اسارتی من در بدبختی کامل بسر ببرد ما حتی آدرس یا تلفن او را نداریم تا از او با خبر شویم و کمکش کنیم امیدوار تمامی مظلومین جهان وایرانیان عزیز و آزادگان که در سختی بسر می برند خداوند منان یارو نگهدار آنان باشد انشاالله
من آنچه شرط بلاغ است به تو می گویم