علل نکوهش و شکست کوفیان
نهج البلاغه خطبه 97:
خداوند اگر ستمکاران را مهلت هم دهد هرگز از بازخواست او نمیگذرد بلکه او بر سر راهش در کمینش نشسته و با دست قدرتش حلقومش را فشرده.
آگاه باشید به خدایی که جانم به دست اوست شامیان بر شما پیروز خواهند شد اما نه به سبب آنکه از شما به حق نزدیکترند بلکه بدین جهت که شتابان به سوی باطل فرمانده خویش می روند و شما از آمدن به سوی حقی که من شما را به آن می خوانم سستی می ورزید.
امت ها همواره از ستمکاری حاکمان خود می ترسند و من از ستم مردمم بیمناکم ، شما را برای جهاد بسیج کردم حرکت نکردید آنچه را باید انجام دهید به گوشتان خواندم نشینیدید پنهان و آشکار شما را فرا خواندم اجابت نکردید و شما را نصیحت کردم نپذیرفتید.
آیا حاضران همچون غایبان هستید؟ و بردگانی در شکل اربابان می باشید؟ حکمت ها و مصلحت ها را برایتان می خوانم از آن می گریزید با پند های رسا شما را اندرز می دهم از آن پراکنده می شوید به جهاد با سرکشان تشویقتان می کنم هنوز حرفم تمام نشده که می بینم مانند قوم سبا این و آن سو می روید به مجلس های خود باز می گردید و با مغالطه کاری یکدیگر را از موعظه هایی که کرده ام فریب می دهید. بامداد قامت اندیشه را راست می دارم شامگاه با افکاری همچون کمان کژ به سویم باز می گردید راست کننده به ستوده آمده و راست شونده غیر قابل انعطاف گشته.
ای کسانی که بدنهایتان شاهد است و عقل هایتان غایب ، خواسته هایتان مختلف است و امیرانتان گرفتار شما هستند ! فرمانده شما خدا را اطاعت می کند و شما او را نافرمانی می کنید و فرمانده شامیان خدا را معصیت می کند و مردمش فرمانش را اطاعت می کنند به خدا سوگند دوست داشتم معاویه در مورد شما با من وارد معامله می شد و بیع صرف دینار به درهم می نمود و ده تن را با یک تن از یاران خودش عوض می کرد.
من آنچه شرط بلاغ است به تو می گویم