همانطور که می دانید در عراق دشمن رو در رو و ما او را کاملا می شناختیم و اگر ضرباتی بر ما وارد می کرد چیزی طبیعی بود اما دشمنان داخلی که برخاسته از خود اسرا بودند ضرباتشان سنگین تر از عراقیها بود که به وضوع مشاهده نمی شد و ما بایستی راهکار درستی بکار می بردیم

اما هر چقدر راهکار برای این گروه ترتیب می دادیم برای ما سخت تر می شد چون اولا آنها را کاملا نمی شناختیم  ثانیا بعد از شناخت این گروه آنها خود را زیر چتر دشمن برده و تا مدتی در امان بودند ثالثا اگر به آنها ضربه می زدیم دشمن عراقی تبلیغات وسیعی به راه می انداختند که اسرا با هم کنار نمی آیند

و این یعنی تفی که به بالای سرت پرت میکنی به روی خودت می ریزد به نظرم بایستی این تف را بالای سرت پرت کنی بهتر است تا اینکه دشمن به رویت تف پرت کند و  دشمنان داخلی را بایستی پیدا نموده و با ضربه سنگین بر پیکرش زد تا دیگر نتواند در پشت دشمن جا خوش کند و بر ما ضربه بزند

در پایان امیدوارم همه شما آزادگان عزیز بیائید و از خودمان شروع نموده  و بررسی نمائیم که مشکلات عمده آزادگان در طول بعد اسارت از کجا نشات می گیرد و راهکاری را ارائه دهیم تا به نتیجه اساسی برسیم نه اینکه بنشینیم و فقط شعار دهیم و دیگران را به جلو بیاندازیم والسلام