آزادگان و دردهاى خاموش

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی پیام‌آزادگان، آزاده ابوالقاسم عیسی مراد از آزادگان سرافراز کشورمان است که بعد از آزادی توانست با پشتکار به مقام استادی در دانشگاه دست یابد. این پژوهشگر ارزشمند و برجسته کشورمان در یادداشتی که سال 85 نوشته بود و هم اکنون از پایگاه اطلاع رسانی پیام‌آزادگان منتشر مي‌گردد نوشته بود:

به راستى چه كسى از دردهاى پنهانى آزدگان باخبر است؟ آيا از دردهاى نامرئى آزادگان امروز و اسيران ديروز باخبريم؟ چه تحقيقات و پژوهش‏هايى براى تشخيص انواع دردهاى آزادگان انجام شده است؟ آيا از تحقيقات دنيا در مورد اسيران و آثار فيزيولوژيايى، روانى و اجتماعى متعاقب آن مطلع شده‏ايم؟ چه نگرش‏هايى در مورد اينان وجود دارد؟

دو نگرش در مورد آزادگان وجود دارد.

الف) نگرش همدلانه و مثبت، مبنى بر اينكه آزادگان يادگاران شهيدانند و از ميان جمع ايثارگران بيشترين بار درد بر روى دوش اينان سنگينى مى‏كند. بنابراين بايد دردهايشان را تشخيص داد، كمك كرد و از آلام آن‏ها كاست، هر چند در اين نوشته از دردهايى كه از رهگذر حقوقى، اجتماعى، شغلى و ... در مورد ايثارگران من جمله آزادگان وجود دارد صرف نظر شده است.

ب) نگرش منفى؛ ناديده گرفتن دردهاى نامرئى و آسيب‏ها و مشكلاتى كه اين قشر را مى‏آزارد. چه تفكرى وجود دارد كه دنيايى از دردهاى اين قشر را نمى‏تواند ببيند و يا نمى‏خواهد ببيند؟

آزادگان علاوه بر جراحت و معلوليت آشكار از جبهه‏هاى نبرد و بعضاً جراحات اسارت، آلام بسيارى را با خود حمل مى‏كنند كه برخى از آن‏ها جسمانى، بعضى روانى و برخى ديگر روان - تنى است. آيا مى‏توان اسيرى را يافت كه ناراحتى‏هاى گوارشى و معده اذيتش نكند؟ آيا واقعاً نمى‏دانيم ناراحتى‏هاى استخوان و مفاصل با تحمل بسيارى از شكنجه‏هاى اسارت آزادگان را مى‏آزارد؟ چرا بعضى‏ها نمى‏خواهند باور كنند كه اسيران با تحمل ضربات شلاق و مشت و لگد بر سر و صورت آن‏ها از ناراحتى‏هاى متعاقب آن رنج مى‏برند؟ آيا مى‏دانيم ناراحتى مربوط به تنفس و ريه چگونه اين قشر را نگران مى‏كند؟ آيا مشكلات اعصاب از نگرانى‏ها و عوارض اسارت نيست؟ آيا بسيارى از ناراحتى‏هاى مربوط به جوارح، اندام و روان كه آزادگان بدان مبتلا هستند و نيز ناراحتى‏هايى كه هنوز نامعلوم است و يا در آينده بروز خواهند كرد و همه به نحوى آزادگان را مورد تهديد قرار مى‏دهد را شناسايى كرده‏ايم؟

آيا اينكه دردهاى پنهان آزادگان ديده نمى‏شود ناشى از اين تفكر نيست كه زخم و درد آشكار را مى‏بينيم و نامرئى‏ها را نمى‏بينيم؟ و به دردهاى پنهان توجهى نداريم.

هر چند تيپ شخصيتى و ميزان مقاومت و تحمّل‏پذيرى آزادگان در ميزان ابتلاى آنان به انواع ناراحتى‏ها، اختلالات روانى، روان - تنى (Psychosomatic) و غيره مؤثر است ولى هرگز نمى‏توانيم ناراحتى‏هاى خلقى، PTSD (اختلالات مربوط به ضربه پس از حادثه) و استرس‏هاى آن و ساير مشكلات مربوط به حافظه، دهان و دندان، شنوايى، بينايى و ... را به درستى درك كنيم. چرا به اين باور نرسيده‏ايم كه بسيارى از ناراحتى‏هاى جسمانى به دنبال ناراحتى‏هاى روانى بر فرد عارض مى‏شود و نيز بر اين امر واقف نيستيم كه فضاى اسارت و حوادث آن بر ميزان ابتلاى به انواع ناراحتى‏ها و تقويت آن بى‏تأثير نيستند.

بى‏شك اسارت آثار روانى، جسمانى و روان - تنى زيادى را بر اسير ايجاد مى‏نمايد (نويسنده مقاله كتابى تحت عنوان آثار روانى اسارت و راههاى مقابله نوشته است كه برخى از آثار در آن ذكر شده است).

ممكن است برخى از ناراحتى‏ها، اختلالات و بيمارى‏هاى آزادگان هنوز هم مورد توجه قرار نگرفته و يا به آن نرسيده باشند، اما نكته قابل توجه اين است كه موضوع آزادگان به عنوان بهترين سوژه جهت پژوهش‏هاى علمى مى‏تواند راهگشاى بسيارى از تكنيك‏هاى جديد در پيشگيرى و درمان باشد.

واقعاً تعداد بيش از 800 آزاده‏اى كه پس از آزادى به درجه‏ى رفيع شهادت نائل آمدند، معلوم است با چه اثراتى از عواقب جنگ در اسارت به شهادت رسيدند؟

قطعاً بسيارى از ناراحتى‏هاى مستمرى كه هم اكنون بسيارى از آزادگان از آن رنج مى‏برند از عواقب اسارت و لطمات آن است كه بى‏شك هم بر دولتمردان و مسؤولان است كه جدّى‏تر بدان بنگرند و هم بر همه‏ى انديشمندان، محققان و پژوهشگران در رشته‏هاى مختلف پزشكى و روانپزشكى، روان‏شناسى، جامعه‏شناسى است كه بتوانند بهترين بهره‏بردارى‏هاى علمى را ببرند و اين قشرى كه از طرفى بوى شهادت را بارها و بارها استشمام كرده و در دو جبهه‏ى خط مقدم جنگ و اسارت زخم برداشته و طعم جانبازى را چشيده‏اند و نيز سالها عوارض اسارت را با خود به همراه دارند مساعدتى مسؤولانه داشته باشيم.